امام جعفر صادق(ع) راجع به بعضی از مسائل فیزیكی چیزهائی گفته اند كه ازلحاظ تئوری كوچكترین تفاوت با نظریه بوجود آمدن جهان در این عصر ندارد.
مجمع مطالعات اسلامیاستراسبورك امام جعفر صادق راجع به بعضی از مسائل فیزیكی چیزهائی گفته كه ازلحاظ تئوری كوچكترین تفاوت با نظریه بوجود آمدن جهان در این عصر ندارد ویك دانشمندفیزیكی این دوره وقتی تئوری جعفر صادق را در مورد ایجاد دنیا میخواند تصدیق میكندكه نظریه ایست مطابق با تئوری فیزیكی ایجاد دنیا در این عصر.
هنوز نظریهمربوط به پیرایش جهان در كادر قانون علمی قرار نگرفته و هرچه گفته اند تئوری است وممكن است صحیح باشد یا نادرست جلوه كند.
تئوری جعفرصادق هم راجع به پیدایشدنیا همین طور است و در كادر قانون علمی قرار نگرفته تا این كه بتوان آن را حقیقتغیر قابل تردید علمی دانست. اما این مزیت را دارد كه با این كه در دوازدهقرن قبل از این ابراز شده یا تئوری جدید فیزیكی راجع به پیدایش دنیا مطابقهمیكند.
امام جعفر صادق راجع به دنیا چنین گفته است: جهان از یكجرثومه بوجود آمد و آن جرثومه دارای دو قطب متضاد سبب پیدایش ذره گردید و آنگاهماده بوجود آمد و ماده تنوع پیدا كرد و تنوع ماده ناشی از كمی یا زیادی ذرات آنهامیباشد.
این تئوری با تئوری اتمی امروزی راجع بوجود آمدن جهان هیچ تفاوتندارد و دو قطب متضاد دو شارژ مثبت و منفی درون اتم است و آن دو شارژ سبب تكوین اتمگردیده و اتم هم ماده را بوجود آورده و تفاوتی كه بین مواد (یعنی عناصر) دیده میشودناشی از كمی یا زیادی چیزهائی است كه درون اتم عناصر موجود میباشد.
چندنفراز فیلسوفان یونان قدیم كه در قرن ششم و پنجم قبل از میلاد بسر میبردند راجع بهپیدایش دنیا نظرهائی ابراز كردند و (ذیمقراطیس) نظریه (اتم) را راجع به پیدایش دنیاابراز كرد و بعید نمیدانیم كه امام جعفر صادق از تئوری فیلسوف یونانی راجع بهپیدایش جهان اطلاع داشته و تئوری خود را با وقوف بر آن نظریه ها ابراز كردهاست.
به احتمال قوی اگر امام جعفر صادق از نظریه فیلسوفان قدیم یونان اطلاعداشته آن تئوریها از همان راه كه جغرافیا و هندسه وارد مدینه گردید به آن شهر رسیدهبود یعنی از راه دانشمندان مصری از فرقه قطبی.
میتوانیم فكر كنیم كه چونامام جعفر صادق از تئوری های دانشمندان قدیم یونانی كه سیزده قرن یا دوازده قرن قبلاز او میزیسته اند راجع به پیدایش جهان اطلاع داشته توانسته آن تئوری ها را تكمیلكند و راجع بوجود آمدن دنیا نظریه ای ابراز نماید كه امروز علمای فیزیك آن رامیپذیرند و هنوز نتوانسته اند نظریه ای جالب توجه تر از نظریه آن مرد راجع بهپیدایش دنیا بگویند.
در این نظریه بر جسته ترین قسمت موضوع دو قطب متضاد استقبل از جعفر صادق فیلسوفان یونان و دانشمندان اسكندریه پی برده بودند كه در هستیاضداد وجود دارد و بعضی از آنها گفتند كه هر چیز را بایستی از ضد آن شناخت.
اما در تئوری جعفر صادق تئوری مربوط با ضداد صریح بیان شده و این صراحتنه در نظریه فیلسوفان قدیم یونان وجود دارد و نه در نظریه دانشمندان مكتب علمیاسكندریه.
دانشمندان یونان و اسكندریه نظریه های خود را در مورد اضداد طوریبیان كرده اند كه گوئی میخواسته اند راهی برای فرار داشته باشند و اگر دریافتندكهاشتباه كرده اند بتوانند گفته خود را پس بگیرند.
واضح است كه از این جهتنظریه آنها به آن شكل ابراز شده كه اطمینان نداشتند كه اشتباه نمیكنند. ولیجعفر صادق نظریه خود را صریح و بدون قید و شرط بیان كرده و در تئوری ایشان (اگر ) و (اما) وجود ندارد و صراحت نظریه اش ثابت میكند كه میدانسته اشتباه نمی نماید ونمی خواسته راه باز گشت را برای خود حفظ كند.
شیعیان میگویند تمام چیزهائیكه امام جعفر صادق در مورد بوجود آمدن جهان و نجوم و فیزیك و عناصر و شیمی وریاضیات و چیزهای دیگر گفت از علم امامت یعنی علم لدنی او بوده است.
امامورخ نمی تواند علم جعفر صادق(ع) را لدنی بداند و دیگر این كه تردید نداریم كه جعفرصادق(ع) قبل از این كه خود شروع به تدریس كند مدتی تحصیل میكرده و در جلسه درس پدرشحضور بهم میرسانیده است و مورخ نمیتواند مردی را كه مدتی تحصیل میكرده دارای علملدنی بداند.
تصور میكنیم كه حتی شیعیان هم انكار كنند كه جعفر صادق(ع) الفبا رااز دیگران فرا گرفته بود و مردی كه الفبا و مقدمات دیگر را از سایرین فرا گرفتهچگونه از نظر یك مورخ میتوانید دارای علم لدنی باشد.
(جمع مطالعات اسلامیدر استراسبورك بزرگان اسلام را فقط از لحاظ تاریخی مورد تحقیق قرار میدهد.)
یك مورخاو را یك دانشمند بر جسته میبیند و میفهمد كه نیروی تفكر علمی او خیلی قوی تر ازمعاصرین بوده و آنچه در علوم مختلف گفته و كشف كرده از آن نیروی تفكر علمی سر چشمهمیگرفته نه از یك علم لدنی و ملكوتی و یكی از چیز هائی كه جعفر صادق در مورد پیدایشجهان گفته دو قطب متضاد است. اهمیت آنچه آن مرد گفت بعد از قرن هفدهم میلادی كهوجود دو قطب متضاد در فیزیك به ثبوت رسید آشكار شد.
معاصرین او و كسانی كه بعد ازوی آمدند دو قطب متضاد را در شمار آنچه قدما گفتند معشر بر این كه هر چیز بضد خودشناخته میشود محسوب كردند و اهمیت گفته جعفر صادق پس از این كه وجود دو قطب متضاددر فیزیك به ثبوت رسید آشكار گردید و امروز هم در اتم شناسی و الكترونیك وجود دوقطب متضاد غیر قابل تردید است. ما علوم جعفر صادق را از جغرافیا و نجوم و فیزیك درمبحث پیدایش دنیا و عناصر شروع كرده ایم و لذا مبحث فیزیك جعفر صادق را ادامهخواهیم داد و بعد از آن به مباحث دیگر خواهیم رسید و میگوئیم در فیزیك جعفر صادقچیزهائی گفته كه قبل از او كسی نگفت و بعد از وی تا نیمه دوم قرن هجدهم و قرننوزدهم و بیستم بعقل كسی نرسیده كه آنها را بگوید.
بیننده: 2102
نظرات (1)
1. نوشته شده توسط: یاکاموز, زمان: Friday, 28 November 2008 12:24 عالی هستند ؛ اگر شد و مطالبی پیدا کردید در مورد پزشکی ائمه معصومین نیز بنویسید .