|
شخصیت پرستی و اطاعت از فردی بدون هیج تفکر از گذشته های دور در میان جوامع بشری متداول بوده است. این پدیده در جوامع بدوی و در قرون وسطی رایج بوده و جالب است که در قرن 21 و در جوامع پیشرفته هم ما هنوز شاهد آن هستیم. در اندیشه شخصیت پرستی اطاعت جنبه عقیدتی پیدا می کند و مردم خود را ملزم به اطاعت بی قید و شرط از حکام زمانه می بینند. این شخصیت ها سعی می کنند که با شیوه های گوناگون خود را مقدس جلوه دهند و بدین ترتیب افراد زیر دست را به کرنش وادارند تا اراده همگان و ارزشهای اجتماعی در گرو اراده شخص او باشند...
یکی از جنبه های مهم و حساس در شخصیت پرستی این است که زمینه های متفاوت عقیدتی و استقلال رأی را در جامعه هموار می سازد و در نتیجه ارزشهای جامعه مدنی از قبیل دموکراسی، حقوق بشر، آزادی و... جایگاه اصلی شان را نمی یابند. در چنین جامعه هایی، هرچند کوچک و محدود، این گونه شخصیت یک فرد مورد توجه کامل قرار می گیرد و توده مردم و خواسته های آنان در معرض بی توجهی و بیعدالتی.
طبیعی است که در چنین جامعه ای در جهت مخالفت با فرد مورد تقدس سخنی راندن بسیار مشکل خواهد بود. فرد مورد اطاعت به خاطر بقای خود هیچگاه زمینه درک واقعیت ها را در جامعه فراهم نمی کند چرا که به ضرر خود عمل خواهد کرد. برای نمونه تا چندی قبل در کره و ژاپن شخصیت پرستی جنبه مذهبی و رهبران دولتی بدون چون و چرا تقدیس می شدند. در کشور های آسیای مرکزی هم شاهد تکرار این وضع هستیم.
از نگاه جامعه شناسی شخصیت پرستی قبل از همه با هدف پنهان کردن مشکلات و کمبود های جامعه وجلوگیری از بررسی آشکار و دقیق مسائل و در واقع با هدف نهایی تحت تنقید بودن صلاحیت و مقام او توسعه می یابد. بطور مثال، شخصیت پرستی یک وسیله برای مرکزیت دادن فضای سیاسی در تاجیکستان است که بعد جنگ داخلی تاجیکستان شروع شد و در حال حاضر کار به جایی رسیده است که این چابلوسی ها نه تنها در سطح بالا بلکه در مقام وزیران و معاونان وزیر و رهبران منطقه ایی و ناحیه ای هم خیلی توسعه یافته است.
ظاهرپرستی در جامعه ما به رفتاری غالب بدل شده است. به عبارت دیگر باید گفت "کیش پرستی یا شخصیت پرستی در واقع پیامد دیکتاتوری است و دیکتاتوری یک ایدئولوژی برای مردم عادی است و این ایدئولوژی ها، حل ساده مشکلات سخت تر را پیشنهاد می کند و توده مردم را متقاعد می کند که واقعاً هم کار های زیادی را به خاطر رسیدن به یک ملت بزرگ و برتر از دیگران بودن انجام دهند به تعبیر دیگر یعنی این رشوه ای است که به مردم ساده داده می شود.
امروز که دانش و معرفت در سراسر جهان گسترش یافته و جهل و نادانی را در دشوارترین شرایطشان در تاریخ به گوشهای سوق داده است، بتپرستی و شریک قایل شدن برای خداوند یا از بین رفته و یا تقریباً مضمحل شده است، درواقع آن ها به صورتی جدید بازآفرینی شدهاند: ظاهرپرستی و شخصیتپرستی.
در صحبتها، تصمیم گیری ها، عملکردها و مشکلات، فقط رعایت حال یک شخص ملاک است و مردم داری فقط با سیاستی هایی انجام می گیرد که تضادی با شخص اول نداشته باشد. در اینجاست که توکل به خدا از میان رفته و مبناها طبق رضایت و یا مخالفت اشخاص تعیین می شود! ناپایداری و غلط بودن زیربنای چنین جوامعی در قرن های گذشته بارها ثابت شده است و تحقیقات نشان داده است چنین جوامعی از کمترین پیشرفت در زمینه های مختلف برخوردار هستند.
البته واقعیت و حکم تاریخ این است که آنها پس از گذشتن مدتی به لطیفه در میان عوام تبدیل می شوند. نام ها، چهره ها و اطرافیان آنها نیز از این وضع به دور نیستند. اما در طول تاریخ اولین کسانی که خیانت کاری این چهره ها را برملا کرده اند در واقع همان افرادی بودند که عامل سازندگی این چهره ها و صورت ها در میان توده مردم بودند.
باید بسیار هوشیار باشیم که اول خود در دام آن ها نیفتیم و پس دیگرانی را آگاه سازیم. در قرآن که از قصص و پیامبران و وقایع زندگیشان سخن میرود، تأکید میشود که غرض از آنها چیزی نیست جز آن که دیگران پند گیرند و هدف از آن به اسطورهسازی، شخصیتپرستی نیست. در قرآن نیز تأکید میشود که سبحان و پاک و منزه از گناه و خطا تنها و تنها خداست و نه تنها هیچ انسانی که هیچ موجودی مبرا از آن ها نیست.
بیننده: 2448
1. نوشته شده توسط: جعفری, زمان: Sunday, 31 January 2010 12:28 کلا همه مشکلات ما این نیست؟ ضعف در دینداری و خداپرستی عاقبت جهانیست که صاحبش در غیبت باشه. اللهم عجل لولیک الفرج |
2. تعریف شرک و بت پرستی در فارسی نوشته شده توسط: رضا توسلیان, زمان: Wednesday, 10 February 2010 08:59 احسنت. مقاله بسیار جالبی بود و به مشکل اساسی جوامع بشری که میتواند آفت دینداری هم بشود اشاره کردید. کلا تعبیر فارسی "بت پرستی" رسانای تمامی معنی شرک نیست. وقتی صحبت از پرستش میشود این معنی در ذهن می آید که ما او را خالق و خدا بدانیم و به او کرنش کنیم. ولی در حقیقت پرستش آن نیست که ما شخصی یا کسی را خالق بدانیم بلکه آن است که او را صاحب تاثیر بدانیم. مثال وقتی میگوییم جمعی از هندو ها گاو پرست هستند مقصود این نیست که گاو را خالق میدانند بلکه آن است که آنرا مقدس و صاحب تاثیر در زندگی خود میشمارند. شرک آن است که کس دیگری را بجز خداوند کریم صاحب تاثیر بدانیم و آنرا مورد تعظیم یا کرنش یا تقلید قرار دهیم. هیچ فرق نمیکند اگر بت بیروح باشد یا انسانی مثل فرعون یا معاویه یا هر خلیفه دیگری. برای مثال همین America Idol که ممکن است بچه های غربی از لباس و رفتارشان تقلید کنند مصداق شرک هستند. یا حکامی که نظامیان و دولتیان کشورهای مختلف به آنها اقتدا میکنند مصادیق شرک هستند. بخصوص که بعد از چهارده معصوم هیچکس بی خطا نیست و قرار دادن یک فرد در چنین جایگاههایی بجز فاجعه به بار نمی آورد. |
3. masadighe sherk نوشته شده توسط: zahra, زمان: Saturday, 13 February 2010 12:15 be name khoda ba salam va tashakor haghir mikhastam be yeki as mohemtarin masadighe sherk eshare konam ke dar donyaye emrooz besyar rayeg ast.entekhabe afrad ya ashyaee be onvane shafi be dargahe elahi.bayad movahedin bashar ra agah konand ke tanha parvardgar shafiane khod ra entekhab minamayad motabeghe nase sarihe koran ke pyambare grami va aeme athar dar darage ola mibashand va be khaste khoda anbia olya shohada sedighin dar maratebe khodeshan ke bayesty in kalemat ba tavajoh be ayat va taabire masoomin az revayate motabar manande osoole kafi tafsir va mana shavad be dalile hasasiate mozoe sherk ke hazrate Ali mifarmayad az tashkhise harkate more syahi bar sange syahi dar dele shabe tar ,shenasayee sherk moshkeltar ast. dar panahe hagh |
|