|
برخی مردم در خودفریبی وارونه هستند! از خودش بکلی ناامید میشود دائم می گوید من دیگر راهی بسوی خدا ندارم، خدا از من بدش میاید، اعمال من که بدرد خدا نمی خورد و...
یا باید لَه باشی یا علیه. جهان، جهان ارتباطات است.
جنگ بین حق و باطل؛ هر کجا جبهه ی حقی هست، باطل هم در مخالفتش هست. باید در ریزترین امورمان هم مراقب باشیم.
دشمنی کردن نه به معنی دشمنی که میخواهد بکشد و میخواهیم بکشیمش! همین مواردی که بین خودمان هست، در دوستی ها و.. مثل قهر و کینه.
اثرات خود فریبی در دشمنی ها:
در دین شریف اسلام برای همه ی مراتب زندگی ما یک اخلاق قائل شدند.
آیه ی هشتم سوره ی مائده: خداوند فرمود دشمنی شما مسبب نشود که شما از جاده ی انصاف و عدالت خارج شوید.
یعنی در دشمنی هم باید انصاف و عدالت را رعایت کنی.
اخلاق توقعش از ما اینست که در مواقع زیر عادی (لحظاتی که بر قوای بدنت مسلط نیستی مثل مواقع مریضی یا خواب) رعایت اخلاق را بکنی. علاوه بر حالات عادی، در حالات غیر عادی( التهاب، بحران، عصبانیت، غضب و محبت و دوستی) توقع هست که اخلاق را رعایت کنی.
در حالت عادی که اکثر ما اخلاق رو داریم! اما وقتی بحران شکل می گیرد، خیلی ها دچار خودفریبی می شوند که در جامعه هم خیلی زیاد می بینیم. مکانیسم فیزیکی این بحران ها چیست؟ مغز را قفل می کند، دید تار می شود، توانایی اعصاب دچار نقص می شود، نَفَس به شماره می افتد و ..
عقل درست کار نمی کند و فرد مبتلا به خود فریبی می شود؛ خود فریبی مکانیکی (جسمی)
این خود فریبی اثراتی دارد. مثلاً دردناک دانستن چیزهایی که خیلی دردناک نیست. و همچنین خوبی ها را آنقدر که خوب است، ندیدن. و در مراحل بالاتر خوبی ها را بد دیدن و بدی را خوب دیدن.
از این به بعد خود فریبی جزء مکانیسم این فرد می شود. نتیجه گیری: در انفجار های درونی تصمیم نگیر وگرنه دچار خود فریبی می شوی.
در اخلاق دشمنی می گویند آن کسی که با تو دشمنی دارد، سر تا سر دیو نیست! ممکن است یک قسمت از اخلاقیاتش درست نباشد یا به تو نخورد.
روش مبارزه:
1- خودت را در جایگاه آن شخصی بگذار که با او دشمنی کردی؛ ببین اگر شرایط زندگی او را داشتی، از او بدتر نمی شدی؟!
2- قرار گرفتن در یک جایگاه بی طرف.
3- رعایت کردن مقتضیات عدالت. که شامل چند قسمت می شود:
* دقت کن تصور تو از کسی که با او دشمنی داری، سیاهتر از وضع موجود نباشد. اهل بیت(ع) حتی وقتی به دشمنان خود نگاه می کردند، قسمت های روشنشان را می دیدند. نه اینکه قسمت های تاریک آنها را نبینند، نه! ولی به قسمت های نورانی آنها بیشتر توجه می کردند.
* در دشمنی تو، خشونت و کینه نباشد. در دفاع یا در مواقع خطر مجاز هستی، ولی برای زیر دستت و یا کسی که برای تو خطری ندارد، حق برخورد فیزیکی نداری. دشمنی نباید به کینه تبدیل شود. کینه بذریست که وقتی رشد کند، درختی میشود که شاخه هایش تمام قلبت را می گیرد و همه ی دیگاهها و نظراتت را بد و منفی می کند.
در احادیث هم کلمه ی کینه و نفاق کنار هم آمده است.
* هدف وسیله را توجیه نمی کند. در دشمنی مرد باشید. دشمنی آداب دارد. آقا امیرالمؤمنین(ع): اَلغالِبُ بالشَرِّ مغلوُب. کسی که به وسیله ی شر پیروز می شود، مغلوب است. چهار روز بعد چنان به زمین می خورد که دیگر نمی تواند بلند شود.
سعی کن اصلاً با کسی بدی نکنی، اگر کردی، نامردی نکن! صداقت داشته باش.
برخورد ریشه ای:
1- به یاد آوردن رحمت و عظمت خدا باعث می شود بدی های مردم در نظرت کوچک شود.
2- محبت و گذشت زیباست. جسم و روحت را زیبا می کند. نیست طاعتی که مرارت اولیه اش بگذرد و حلاوت و شیرینی ثانویه و جاودانی اش خودش را نشان ندهد. صبر باید داشته باشی.
3- کنترل بیشتر داشته باشید. مراقبت از آنچه از زبانت خارج می شود، آنچه به گوش تو وارد می شود و آنچه از طریق چشمت به مغزت وارد می شود. که قرآن کریم فرمود: إنّ السّمع والبصر و الفؤاد.
4- سعی کنید نسبت به بعضی بدی ها بی اعتنا باشید. بزن بر طبل بی عاری که آن هم عالمی دارد!
گفتم آهن دلی کنم چندی ندهم دل به هیچ دلبندی / سعدیا دور نیکنامی گذشت نوبت عاشقیست یک چندی!
مبارزه با خودفریبی:
1- نگاه به زوال
چیزی که خودفریبی رو مثل اسید در خود حل می کند، کلمه ی زوال است. بمعنای از بین رفتن. در قرآن کریم و در روایات به نگاه تو به زوال خیلی تأکید شده.
چند نمونه از زوال:
- در قدرت ها و حکومت ها. بالاترین درجات خودفریبی رو در پادشاهان می بینیم. نمرود می گفت: أنا رب الأرض!
گفتیم که خودفریبی از مبانی استدراج هست.
- در نعمت ها. (نعمت های شخصی، طبیعی و ..) جسم تو روز به روز استهلاک بیشتری می گیرد و روز به روز قدرت تو کمتر می شود. وقتی دقت کنی به اینها، می فهمی آنهایی که از خود هیچ چیز نداشتند بُردند! فقط خدا را دیدند و تنها چیزی که در عالم زوال نمی پذیرد، ذات یگانه ی خداوند است. اینها برای خود شأنیتی قائل نبودند. خودفریبی وقتی ایجاد میشود که انسان خودش را ببیند.
- سقوط دنیا. در برخورد با خودفریبی می گویند دنیا اصلاً چیزی نیست! چه انسان ها و اقوام و طایفه های مهمتر از تو آمدند، اما اینها برای خدا عددی نیستند.
* أًلَم تَرَ کَیفَ فَعَلَ رَبُّکَ باصحاب الفيل
** أًلَم تَرَ کَیفَ فَعَلَ رَبُّکَ بعاد
2- آماده کردن زمینه ی دل
اگر زمینه ی دل آماده نباشد، هیـچ کاری جواب نمی دهد! برخی انقدر ظواهر مشغولشان می کند که بکلی از باطن غافل می شوند. فراموش می کند که اصل دل است. موقع امتحان دقیقاً دل و باطن است که خودش را نشان می دهد. باید از دل مراقبت کرد. خیلی ها حتی بعضی بزرگان از دل مراقبت نکردند و عاقبت زمین خوردند.
* خودفریب حتی از اینکه برای درمان و پاک کردن دل خودش از آقا و امام زمانش یاری بخواهد، غافل است! خیلی از ماها در این ارتباط ضعف داریم. قدرت امام زمان و تأثیرش را در دل خودت در نظر بگیر و ببین چقدر میتواند تحول ایجاد کند! جهان دارد به دور امام زمان می چرخد، بعد تو فکر می کنی نمی تواند دل تو را متحول کند؟!
انسانی که بخواهد از خودفریبی دور شود، دلش را به امام زمانش می سپارد. در غیر اینصورت هرچه بیشتر عبادت کند، بیفایده است و دلش سیاهتر می شود.
3- کار کردن روی دیدگاه
انسانهای خودفریب، دیدگاه زود ارضایی دارند. وقتی دیدگاه تنگ و بچگانه بشود، نتیجه خودفریبی است.
* دیدگاهت را درست کن. گفتیم دنیا نه تنها چیز مهمی نیست، بلکه اصلاً چیزی نیست!
* نسبت به دنیا دیدگاه مثبت داشته باش تا نظرت مثبت شود و خودفریبی ایجاد نشود. وقتی چشم را بر مشکلات بقیه ببندی، مشکلات خودت بر تو عیان می شود؛ تغییر دیدگاه.
نوع دیگر خودفریبی: خودفریبی وارونه
برخی مردم در خودفریبی وارونه هستند! از خودش بکلی ناامید میشود دائم می گوید من دیگر راهی بسوی خدا ندارم، خدا از من بدش میاید، اعمال من که بدرد خدا نمی خورد و... قرار نیست که اعمال من و تو بدرد خدا بخورد! مگر خدا نعوذ بالله درد دارد؟؟! اعمال تو باید بدرد خودت بخورد! این اعمال برای خدا آبی ندارد ولی برای تو نان که دارد!
از رحمت خدا ناامید میشود.
روایتی هست در این رابطه: می گویند حضرت یحیی (ع) و حضرت عیسی(ع) دو نوع راه ارتباطی متفاوت با خدا داشتند. حضرت یحیی(ع) بسیار خائف بود ، انقدر گریه کرده بود که گوشت صورتش ساییده شده بود. حضرت عیسی(ع) بسیار اهل رجا بود. یک روز این دو به هم رسیدند. عیسی(ع) به یحیی(ع) گفت: تو انقدر از خدا میترسی که گویا رحمت خدا را فراموش کرده ای! یحیی(ع) جواب داد: تو هم انقدر به رحمت خدا امید داری که گویا خوف خدا و جهنم را فراموش کرده ای! خداوند شاهد این گفتگو بود. خطاب فرمود: هردوی شما به حقید ولی بدانید من کسی هستم که رحمتم بر غضبم سبقت دارد؛ أنا عِند حُسن ظن عبدی المُؤمِن. من کسی هستم که به ظن بنده ام نگاه می کنم.
خدا میگوید کسی که به رحمت من امید دارد، من همانطور با او برخورد می کنم؛ همانطوری که ظنش به من هست.
نا امیدی، بد پنداشتن خود، کسالت، نشناختن خدا اینها همه مصادیق خودفریبی وارونه هستند. خدا را نمی شناسد، خودش را فریب می دهد. یک خدای خیالی می سازد و خودش را در پیشگاه او یک انسان پست و لجن و گناهکاری می بیند که هیچ راه بازگشتی ندارد. این دقیقاً خودفریبی است.
بیننده: 1551
1. نوشته شده توسط: MassoumeH, زمان: Sunday, 04 April 2010 04:22 Bazam Mamnon az in matne ziba vaghean lezat bordam dasteton dard nakoneh va khaste nabashid |
|