سوره عنكبوت - سوره 29 - تعداد آيات 69

بسم الله الرحمن الرحيم

(1) الم

الم

(2) أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ

آيا پنداشتيد مردم كه واگذاشته شوند به آنكه گويند ايمان آورده ايم در آنحال كه ايشان آزموده نشوند

(3) وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ

و به عزّتم سوگند كه البته آزموديم آنان را كه پيش از ايشان بودند تا بداند خدا آنان را كه راست گفته اند و تا بداند دروغگويان را

(4) أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَن يَسْبِقُونَا سَاء مَا يَحْكُمُونَ

يا مى پندارند آنانكه مى كنند بديها را آنكه پيشى گيرند بر ما (ما را از مجازات عاجز سازند) بد است آنچه حكم مى كنند

(5) مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

هركه اميد دارد ديدار خدا را (هر كه ايمان دارد كه برانگيخته مى شود) البته مدتى كه خدا مقرر كرده آينده است و او شنوا و داناست

(6) وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ

و هركه جهاد كند (با كفار يا با خواهش نفس ) فقط جهاد مى كند بسود خويشتن زيرا خدا بى نياز از جهانيانست

(7) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ

و آنانكه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته به عزّتم سوگند بستريم از ايشان بديهاشانرا و پاداششان دهيم نيكوتر عمل را كه پيوسته مى كردند

(8) وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و فرمان داديم آدمى را نسبت به پدر و مادرش نكوئى كردن را و اگر (پدر و مادر) بكوشند با تو كه شريك سازى به من چيزى را كه نيست ترا به (الوهيت ) آن دانشى پس فرمانشان مبر بسوى منست بازگشت شما پس خبر دهم با عمالى كه پيوسته مى كرديد

(9) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِي الصَّالِحِينَ

و آنانكه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته به عزّتم سوگند در آوريم ايشانرا در زمره شايستگان

(10) وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِن جَاء نَصْرٌ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ

بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ

و پاره اى از مردم كسى است كه (بزبان ) گويد ايمان آورديم بخدا پس آنگه كه آزارى ببينند در راه خدا گرداند آزار مردم را (در برگردانيدن از ايمان ) مانند عذاب خدا و به عزّتم سوگند اگر بيايد يارى از پروردگار تو گويد البته ما (در دين ) هستيم با شما (پس ما را در غنيمت شريك سازيد) آيا نيست خدا داناتر به آنچه در دلهاى جهانيانست

(11) وَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْمُنَافِقِينَ

و به عزّتم سوگند مى داند خدا آنان را كه ايمان آورده اند و نيز مى داند منافقان را

(12) وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُم بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُم مِّن شَيْءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ

و گفتند آنان كه كفر ورزيدند به آنانكه ايمان آورده اند پيروى كنيد راه ما را و (اگر در اين پيروى گناهى باشد) برداريم گناهان شما را و حال آنكه نيستند بردارنده از گناهان مؤ منان هيچ چيز البته كافران دروغگويند

(13) وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَّعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ

و البته بر مى دارند بارهاى گناهان خود را و (مانند) پاره هاى پيروان خود را با بارهاى گران خود را و باز خواست خواهند شد روز رستاخيز از آن دروغگوها كه همواره بر مى بافتند

(14) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ

و به عزّتم سوگند كه البته فرستاديم نوح را بسوى قومش پس درنگ كرد در ميان ايشان هزار سال مگر پنجاه سال پس گرفت گروه نوح را طوفان آب در حاليكه ايشان بيدادگر بودند

(15) فَأَنجَيْنَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ

پس برهانيديم نوح و كشتى نشينان را و گردانيديم آن واقعه را علامتى (بر صدق گفتار نوح ) براى جهانيان

(16) وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

و (فرستاديم ) ابراهيم را آنگه كه گفت به گروه خود بپرستيد خدا را و بترسيد از (عقاب ) او اين كه بشما گفتم بهتر است براى شما اگر هستيد كه بدانيد (سود و زيان خود را)

(17) إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ

إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

فقط مى پرستيد جز خدا بتانى را و بر مى بافيد دروغى را (كه آنها را خدا نام مى نهيد) البته آنانكه مى پرستند بجز خدا قادر نيستند براى شما روزى دادن را پس بجوئيد نزد خدا روزى را و بپرستيد او را (بيگانگى ) و سپاس گزاريد او را تنها بسوى او بازگرديده خواهيد شد

(18) وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ

و اگر تكذيب كنيد مرا بيقين تكذيب كردند (پيامبران را) گروههاى پيش از شما (چون قوم نوح و هود و صالح ) و نيست بعهده پيمبر مگر رسانيدن آشكار

(19) أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ

آيا كافران نمى بينند كه چگونه آغاز مى كند خدا آفرينش را سپس باز گرداند آن را (از پس مرگ ) البته اين (اعاده ) بر خدا آسانست

(20) قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

(بمنكران بعثت ) بگو بگرديد در زمين پس بنگريد چگونه خدا آغاز كرد آفرينش را (جهان و جهانيان را آفريد) پس پديد آورد خدا پيدايش باز پسين را زيرا خدا بر همه چيز تواناست (چه قدرت پروردگار محدود نيست )

(21) يُعَذِّبُُ مَن يَشَاء وَيَرْحَمُ مَن يَشَاء وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ

خدا عذاب مى كند هركه را خواهد تنها بسوى او برگرديده خواهيد شد

(22) وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاء وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ

و نيستيد شما عاجز كننده (خدا را) در زمين و نه در آسمان (از حكم او فرار نتوانيد كرد) و نيست شما را جز خدا هيچ سرپرستى و نه يارى

(23) وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

و آنانكه نگرويدند به آيتهاى خدا و ديدار وى (بمعاد) آنگروه نااميد خواهند بود از بخشايش من و آن گروه براى ايشان عذابى دردناك است

(24) فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

پس نبود پاسخ قوم ابراهيم (بعد از منع ايشان از بت پرستى ) مگر آنكه به يكديگر گفتند بكشيد او را يا بسوزانيدش پس برهانيد ابراهيم را خدا از آتش حقا كه در اين (رهانيدن ) نشانه هايى است براى آن گروهى كه مى گروند

(25) وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَّوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُم بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُم بَعْضًا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا

لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ

و ابراهيم گفت فقط گرفتيد جز خدا بتانى را (بخدائى ) براى دوستى ميان خود (تا به يكديگر به پيونديد) در زندگانى دنيا پس روز رستاخيز منكر شوند برخى از شما (پيشوايان ) برخى ديگر (پيروان ) را و لعنت كنند بعضى از شما بعضى را و جايگاه شما آتش است و نيست شما را هيچ يارى دهنده اى

(26) فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

پس ايمان آورد به ابراهيم لوط و گفت ابراهيم كه البته من هجرت كننده ام بسوى پروردگار خود (بسرزمين كه مشركان متعرض من نشوند) زيرا تنها او غالب و درست كردار است

(27) وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ

و بخشيديم بدو اسحاق و يعقوب را و نهاديم در نژادش نبوت و كتاب (تورات انجيل و زبور و فرقان ) را و داديم به ابراهيم مزدش را در دنيا و البته او در آخرت از جمله شايستگان است

(28) وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِينَ

و لوط را (به اهل مؤ تفكه فرستاديم ) آنگه كه گفت به گروه خود البته شما مى آئيد و مى كنيد كارى زشت پيشى نگرفته است بر شما با آن كار زشت هيچ كس از جهانيان

(29) أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ

آيا شما مى آئيد به مردان (با غلامان خلوت و لواط مى كنيد) و قطع مى كنيد آن راه را (كه خدا براى توليد نسل قرار داده ) و مى كنيد در مجلس خود (در حضور همديگر) كار ناشايست پس نبود جواب قوم لوط مگر آنكه گفتند (از روى استهزاء) بياور براى ما عذاب خدا را اگر هستى تو از راستگويان

(30) قَالَ رَبِّ انصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ

نوح گفت پروردگارا يارى ده مرا (بفرود آمدن عذاب ) بر گروه تبهكاران

(31) وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا إِنَّا مُهْلِكُو أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَهَا كَانُوا ظَالِمِينَ

و آندم كه آمدند فرستادگان ما نزد ابراهيم با بشارت (فرزند) گفتند بى شك ما نابود كنندگانيم اهل اين شهر (سدوم ) را زيرا مردمش پيوسته ستمكارند

(32) قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطًا قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ

ابراهيم (بفرشتگان ) گفت البته در آن شهر لوط است فرشتگان گفتند ما داناتريم به كسانى كه در آنند بخدا سوگند برهانيم لوط و خاندانش را مگر همسرش كه باشد او از باقيماندگان (در عذاب )

(33) وَلَمَّا أَن جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ

و آن هنگام كه آمدند رسولان ما نزد لوط اندوهناك شد به آمدنشان و تنگ شد به سبب (تدبير حفظ) ايشان از نظر تاب و گفتند مترس و اندوه مدار كه ما نجات دهنده ايم تو و خاندانت را مگر همسرت را كه باشد او از باز ماندگان (در عذاب )

(34) إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ

البته ما فرود آورنده ايم بر اهل اين شهر عذابى را از آسمان بكيفر آنكه پيوسته نافرمانى مى كردند

(35) وَلَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ

و به عزّتم سوگند كه البته بگذاشتيم از آن شهر علامتى روشن براى گروهى كه بخرد مى يابند

(36) وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ

و (فرستاديم ) بسوى اهل مدين برادرشان شعيب را پس گفت اى گروه من بپرستيد خدا را و اميدوار باشيد روز باز پسين را و از حد در مگذريد در زمين در حاليكه تباهكار باشيد

(37) فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ

پس دروغ پنداشتند شعيب را پس بگرفتشان زلزله سخت و بامداد كرديم در سراهاى خود بزانو در آمدگان (مردگان )

(38) وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَد تَّبَيَّنَ لَكُم مِّن مَّسَاكِنِهِمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَكَانُوا مُسْتَبْصِرِينَ

و (نابود كرديم ) قوم عاد و ثمود را او قطعا پديدار شد براى شما پاره اى از سراهاى ايشان و بياراست براى ايشان شيطان اعمالشان را و باز داشت ايشان را از راه راست (كه همان راه فطرت بود) در حاليكه ايشان بينا بودند

(39) وَقَارُونَ وَفِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَلَقَدْ جَاءهُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ وَمَا كَانُوا سَابِقِينَ

و (نابود كرديم ) قارون و فرعون و هامان را و به عزّتم سوگند كه البته آمد بسويشان موسى با حجتهاى روشن (و معجزه هاى هويدا) پس سركشى كردند در آن سرزمين و نبودند ايشان پيشى گيرندگان (بر حكم خدا بلكه عذاب ايشان را در يافت )

(40) فَكُلًّا أَخَذْنَا بِذَنبِهِ فَمِنْهُم مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِ حَاصِبًا وَمِنْهُم مَّنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ وَمِنْهُم مَّنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَمِنْهُم مَّنْ أَغْرَقْنَا وَمَا كَانَ اللَّهُ

لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ

و هر كدام را گرفتيم بگناهش پس برخى از ايشان كسى بود كه فرستاديم بر او بادى سخت كه در او سنگريزه بود و برخى از ايشان كسى بود كه بگرفتش صيحه (بانگ آسمانى ) و بعضى از ايشان كسى بود كه فرو برديم او را به زمين و برخى از ايشان كسى بود كه غرق كرديم و نبود خدا كه ستم كند بر ايشان (بدون جرم ايشان را عقوبت كند) وليكن ايشان پيوسته بخويشتن ستم مى كردند

(41) مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ

مثل آنانكه گرفتند جز خدا دوستان (خدايان ) مانند عنكبوت است كه بر گرفت (براى خود) خانه اى بى شك سست ترى خانه ها خانه عنكبوت است (نه سقف دارد نه ديوار نه گرما باز دارد نه سرما) اگر بدانيد

(42) إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

البته خدا مى داند آنچه را مى خوانند (مى پرستند) جز خدا از هر چيزى (چون بت و ملك و آدمى ) و او غالب و درست كردار است

(43) وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ

و اين مثلها بيان مى كنيم آنها را براى مردم (تا بدين وسيله حقايق امور را دريابند) و در نمى يابند آن مثلها را مگر دانايان

(44) خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ

آفريد خدا آسمانها و زمين را بر وجه حكمت و مصلحت البته در اين (آفريدن ) نشانه اى است براى گرويدگان

(45) اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ

بخوان اى پيامبر آنچه را وحى شده بسوى تو از قرآن و بپاى دار نماز را زيرا نماز باز مى دارد از كار ناشايست و ناپسند و البته ياد كردن خدا (از نهى از فحشاء و منكر) بزرگتر است و خدا مى داند آنچه را مى كنيد

(46) وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ

مُسْلِمُونَ

و جدال نكنيد با اهل كتاب مگر به خصلتى كه آن نيكوتر است مگر با آنانكه ستم كردند از ايشان و بگوئيد (به اهل كتاب ) ايمان آورده ايم بقرآنى كه فرود آمده بسوى ما و بكتابى كه فرود آمده بسوى شما و خداى ما و خداى شما يكى است و ما براى خدا گردن نهادگانيم

(47) وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاء مَن يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ

و همچنان (كه بر پيمبران پيشين كتابها فرستاديم ) فرود آورديم به سويت اين قرآن را پس آنكه داديمشان كتاب مى گروند به قرآن و از اين گروه مشركان كسى است كه مى گرود به قرآن و انكار نمى كنند آيه هاى ما را مگر ناگرويدگان

(48) وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ

نبود عادت تو كه بخوانى پيش از نزول قرآن هيچ نامه اى و نه بنويسى آن را بدست راست خود (اگر چنين بود) در اين هنگام بترديد مى افتادند نادرستان

(49) بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ

بلكه قرآن آيه هاى روشن است در سينه هاى كسانى كه بديشان داده اند دانش و انكار نمى كند آيه هاى ما را مگر بيداد گران و ناگرويدگان

(50) وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ

گفتند چرا فرود نمى آيد بر محمد ص نشانه هايى از پروردگارش (كه ما مى خواهيم ) بگو فقط آيه ها (و معجزه ها) نزد خداست (بر حسب مصلحت مى فرستد) و بى گفتگو من بيم كننده ام آشكارا

(51) أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

آيا بس نشد ايشان را كه ما فرو فرستاديم بر تو قرآن را كه پيوسته خوانده مى شود بر ايشان البته در اين (كتاب ) رحمتى و پندى است براى گروهى كه تصديق مى كنند

(52) قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ

بگو بس است خدا ميان من و شما از نظر گواهى دادن (بر صدق گفتارم ) خدا مى داند آنچه در آسمانها و زمين است و آنانكه گرويده اند بباطل (به بتان ) و انكار كرده اند وحدانيت خداى را تنها آن گروه زيانكارانند

(53) وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَوْلَا أَجَلٌ مُّسَمًّى لَجَاءهُمُ الْعَذَابُ وَلَيَأْتِيَنَّهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

و بشتاب مى خواهند از تو عذاب را و اگر نبود مدتى نام برده بيگمان مى آمدشان عذاب و به عزّتم سوگند كه خواهد آمد عذاب بديشان ناگهان در حاليكه ايشان (هنگام آمدنش را) ندانند

(54) يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ

بشتاب مى خوانند از تو عذاب را در حاليكه دوزخ احاطه كننده است به كافران

(55) يَوْمَ يَغْشَاهُمُ الْعَذَابُ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَيَقُولُ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

روزى كه فرو گيردشان عذاب از فرازشان و از زير پايهاى ايشان و خدا (يا فرشته ) گويد بچشيد كيفر آن كارهايى كه پيوسته (در دنيا) مى كرديد)

(56) يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ

اى بندگان من كه ايمان آورده ايد البته زمين من پهناور است پس تنها مرا پرستش كنيد

(57) كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ

هر نفسى چشنده (تلخى ) مرگ است سپس بسوى ما (براى حساب ) باز گردانيده خواهيد شد

(58) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ

و آنانكه ايمان آورده اند و كردند كارهاى شايسته به عزّتم سوگند كه جاى دهيم ايشان را در بهشت در قصرهاى بلند كه مى رود از زير آن جويهاى آب در حاليكه جاويد باشند در آن نيكو پاداش ‍ عمل كنندگان است آن غرفه ها

(59) الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ

آنانكه (بر آزار مشركان ) صبر كردند و تنها بر پروردگار خويش توكل مى كنند

(60) وَكَأَيِّن مِن دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

و بسيارى از جنبندگان بر نمى دارند روزى خود را خدا روزى مى دهد آنها را و شما را و او شنوا و داناست

(61) وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ

و به عزّتم سوگند اگر بپرسى از مشركان كه كيست كه آفريد آسمانها و زمين را و مسخر كرد خورشيد و ماه را قطعا خواهند گفت خدا پس (از يكتاپرستى ) كجا برگردانيده مى شوند

(62) اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

خداوند فراخ گرداند روزى را براى هركه بخواهد از بندگانش و تنگ مى سازد آن را (براى هركه خواهد) زيرا خدا به هر چيز داناست

(63) وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ

و به عزّتم سوگند اگر بپرسى از مشركان كيست كه فرو فرستاد از آسمان آبى پس زنده كرد به آن زمين را از پس مردگى (و افسردگى ) آن بيگمان خواهند گفت خدا بگو همه ستايشها از آن خداست بلكه بيشتر مشركان بخرد در نمى يابند

(64) وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ

و نيست اين زندگانى دنيا مگر سرگرمى و بازى و البته سراى باز پسين بيگمان آن سراى سراى زندگانى (و حيات حقيقى ) است اگر بدانند (اين نكته كه گفتيم )

(65) فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ

پس آنگه كه مشركان سوار شوند در كشتى بخوانند خداى را در حاليكه خالص كننده اند براى او خواندن (و طاعت خود) را پس آندم كه خدا برهاندشان (از دريا) بسوى دشت آنگاه ايشان شرك آرند

(66) لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ وَلِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ

تا انكار كنند آنچه را داديمشان و تا برخوردار شوند (از زندگانى دنيا) بزودى بدانند

(67) أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ

آيا مردم مكه نديدند كه ما گردانيديم (شهرستان ايشان را) حرمى امن و حال آنكه ربوده مى شوند مردم از پيرامون (شهر) ايشان آيا بباطل (به بتان ) مى گروند و به نعمت خدا كفران مى ورزند

(68) وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ

و كيست ستمكارتر از آنكه بر بندد بر خدا دروغى را يا تكذيب كند قرآن را آنگه كه آن آمد بسويش آيا نيست در دوزخ جايگاهى براى كافران

(69) وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ

و آنانكه جهاد مى كنند (با دشمن و شيطان نفس ) در كار ما بيگمان بنمايانيم به ايشان راههاى خود را و البته خدا با نيكوكاران است