سوره زمر - سوره 39 - تعداد آيات 75 |
|
بسم الله الرحمن الرحيم
(1)
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
فرو فرستادن قرآن (بر محمد (ص )) از خداى غالب درست كردار است
(2)
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ
البته ما نازل كرديم بسوى تو قرآن را براستى و درستى پس بپرست خداى را در
حاليكه پاك كننده باشى براى او پرستش را (از شرك )
(3)
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ
بدانيد از آن خداست پرستيدن پاك (از شرك ) و آنانكه بگرفتند جز خدا دوستانى
(سرپرستانى كه تدبير كارها كنند مى گويند) نمى پرستيم آنها را مگر براى آنكه
نزديك گردانند ما را بخدا نزديك گردانيدنى بيگمان خدا داورى مى كند ميان مشركان
درباره معبودانى كه ايشان درباره (حقانيت ) آن اختلاف مى كنند زيرا خدا راهنمائى نمى كند
كسى را كه او دروغگو و بس ناسپاس است
(4)
لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا لَّاصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاء سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
اگر مى خواست خدا بگيرد فرزندى (چنانچه مشركان گويند) بيگمان اختيار مى كرد از
آنچه مى آفريند آنچه را مى خواست منزه است خدا (از آنچه مشركان گويند) او خداى يكتاى
قهار است
(5)
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ
بيافريد آسمانها و زمين را بحق (بمقتضاى حكمت و مصلحت ) در مى آورد شب را در روز و در
مى آورد روز را در شب و مسخّر ساخت خورشيد و ماه را هر كدام (در فلك خود) مى روند تا
مدتى نامبرده شده بدانيد كه خدا غالب و آمرزنده است
(6)
خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ
خدا آفريد شما را از يك تن (آدم ابوالبشر) پس آفريد از وى جفت او (حوّا) را و بيافريد
براى شما از چهارپايان هشت صنف (نر و ماده از شتر، گاو، گوسفند، بز) مى آفريند
شما را در شكمهاى مادرانتان آفريدنى پس از آفريدنى در تاريكيهاى سه گانه آنكه
اين كارها كند خداست كه پروردگار شماست تنها از آن وى است پادشاهى نيست هيچ معبود
بسزا جز او پس بكجا برگردانيده مى شويد (از راه حق )
(7)
إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ
اگر كافر شويد بيگمان خدا بى نياز است از (پرستش ) شما و خدا نمى پسندد براى
بندگانش ناسپاسى را و اگر سپاسگزارى كنيد مى پسندد آنرا براى شما و برنمى دارد
هيچ بردارنده اى بار گناه ديگرى را سپس بسوى پروردگارتان بازگشت شماست پس
خبر خواهد داد شما را به آن كارهائيكه پيوسته مى كرديد زيرا او داناست به آنچه در
سينه هاست
(8)
وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ
و گاهى كه برسد آدمى را زيانى (بيمارى و قحطى ) بخواند پروردگارش را در
حاليكه باز مى گردد بسوى او پس آنگه كه ببخشد بدو نعمتى از جانب خود فراموش
كند آن زيانى را كه مى خواند خداى را بكشف آن پيش از اين و قرار دهد براى خدا همتايانى
تا گمراه كند (مردم را) از راه خدا (اى پيامبر) بگو برخوردار باش به كفر خود زمانى
اندك زيرا تو اهل آتشى
(9)
أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
(آيا آن كافر بهتر است ) يا آن كسى كه فرمانبردار (ملازم طاعت ) است در ساعتهاى شب
سجده كنان و ايستاده در حاليكه مى ترسد از (عذاب ) آنسراى و اميد دارد بخشش
پروردگارش را بگو آيا يكسانند آنانكه مى دانند و آنانكه نمى دانند فقط پندپذير مى
شوند (و در حقايق امور انديشه كنند) خردمندان
(10)
قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ
(اى پيامبر) بگو اى بندگان من كه ايمان آورده ايد بترسيد از (عقوبت ) پروردگارتان
براى آنانكه نيكوئى كردند در اين دنيا نيكوئى (هر دو سراى ) است و زمين خدا فراخ است
(اگر توقف شما مؤ منان در مكه دشوار است رهسپار مدينه شويد) فقط تمام داده مى شود
بشكيبايان پاداششان بيشمار
(11)
قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ
بگو البته من ماءمور شده ام آنكه بپرستم خداى را در حاليكه پاك كننده باشم براى او
دين را (از شرك )
(12)
وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ
و (نيز) ماءمور شده ام به آنكه باشم نخستين گردن نهادگان (براى اين فرمان )
(13)
قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
بگو البته من مى ترسم اگر نافرمانى كنم پروردگار خود را از عذاب روزى بزرگ
(14)
قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِينِي
بگو تنها خداى را مى پرستم در حاليكه پاك كننده ام براى او و دين خود را
(15)
فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ
پس بپرستيد آنچه را خواهيد جز خدا بگو البته زيانكاران آنانند كه زيان كردند
بخويشتن و كسان خود روز رستاخيز بدانيد اين زيان آن زيان آشكار است
(16)
لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ
كافران را از بالاى سرشان سايبانهائى از آتش است و از زيرشان نيز سايبانهائيست
اين عذابست كه مى ترساند خدا بدان بندگانش را اى بندگان من بترسيد از من
(17)
وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ
و آنانكه
دورى گزينند از طاغوت (از بتان و هر سركش ) از آنكه بپرستند آنها را و باز گشتند
بسوى (فرمان ) خدا تنها براى ايشان مژده است پس مژده بده بندگانم را
(18)
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
آنانكه مى شنوند سخن را پس پيروى مى كنند نيكوترش (و سزاوارتر به
قبول آن ) را آنگروه آنانند كه رهبريشان كرده خدا و تنها آن گروه خردمندانند
(19)
أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ
آيا كسيكه حتمى شد بر او تهديد خدا بعذاب (از آن رهائى مى يابد) آيا تو مى رهانى
كسى را كه در آتش است
(20)
لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ
ليكن آنانكه ترسيدند از (عذاب ) پروردگار خويش ايشانرا غرفه هائيست از بالاى آن
غرفهائى ديگر بنا شده كه مى رود از زير آن جويهاى آب وعده داده است خدا وعده دادنى
خلاف نمى كند خدا وعده خود را
(21)
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي
آيا نديدى آنكه خدا فرود آورد از آسمان آبى پس در آورد آن آب را در چشمه ها (و قنات ها)
كه در زمين است پس بيرون مى آورد بدان آب كشتزار را در حاليكه گوناگون است
رنگهايش سپس آن كشتزار خشك مى شود پس مى بينى آنرا زرد شده پس مى گرداند خدا
آنرا ريزه ريزه البته در اين (فرود آوردن باران و بيرون آوردن گياه ) پندى است براى
خردمندان
(22)
أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
آيا كسيكه گشاده است خدا سينه اش را براى (پذيرفتن ) اسلام او بروشنائيست از
پروردگارش واى بر آنانكه سخت است دلهايشان از ياد كردن خدا آنگروه در گمراهى
آشكارند
(23)
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى
خدا فرو فرستاد نيكوترين سخن را (كه قرآن است ) در حاليكه آياتش همانند يكديگرند
مكرر است كه مى لرزد از (استماع تهديدهاى ) قرآن پوست (اندام ) آنانكه مى ترسند از
پروردگار خويش نرم شود (و آرام گيرد) پوستها و دلهاى ايشان بياد كردن خدا اين
كتاب (يا اين حالت ) راهنمائى خداست كه راه مى نمايند به آن هركه را مى خواهد و هركه
را گمراه كند خدا (بعنوان مجازات ) نيست او را هيچ راهنمائى
(24)
أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ
آيا كسى كه دفع مى كند به چهره اش بدى عذاب را روز رستاخيز (مانند كسى است كه در
امانست ) و گفته شود به ستمكاران بچشد كيفر آن كارهائى كه پيوسته مى كرديد
(25)
كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَاهُمْ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ
دروغ پنداشتند آنانكه پيش از كفار مكه بودند (آيات خدا را) پس آمد به ايشان آن عذاب از
آنجا كه نمى دانستند (تا عبرت ديگران باشد)
(26)
فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
پس بچشانيد بديشان خدا خوارى را در زندگانى دنيا (با سيرى و غير آن ) و البته
عذاب سراى ديگر بزرگتر است اگر باشند كه بدانند (عبرت گيرند)
(27)
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
و به عزّتم سوگند كه البته بيان كرديم براى مردم در اين قرآن از هر مثلى (كه در آن
پند است ) تا آنكه ايشان پندپذير شوند
(28)
قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
در حاليكه قرآنى است به لغت عرب كه نيست منحرف (از حق ) تا آنكه ايشان (از گناهان )
پرهيز كنند
(29)
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
بيان كرد خدا مثلى را (براى مشرك و موحّد) بنده اى كه در او چند خواجه شريكند شريكان
بدخوى ناسازگار و بنده اى كه مختص به يك مرد است آيا برابرند اين دو از نظر صفت
و شباهت همه ستايشها از آن خداست بلكه بيشتر (اين نكته را) نمى دانند
(30)
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ
بيگمان تو مى ميرى و البته ايشان نيز مى ميرند
(31)
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِندَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ
پس بيشك شما روز رستاخيز نزد پروردگار خود خصومت مى كنيد
(32)
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ
پس كيست ستمكارتر از كسيكه دروغ بست بر خدا (مشرك شد) و دروغ پنداشت سخن راست را
(دين را كه پيغمبر آورد) آنگه كه آمد پيغمبر بسويش آيا نيست در دوزخ جايگاهى براى
كافران
(33)
وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
و آن پيامبرى كه آورد سخن راست (قرآن و توحيد) را و ايمان آورد بدان تنها آن گروه
پرهيزكارانند
(34)
لَهُم مَّا يَشَاءونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ
براى ايشانست آنچه بخواهند نزد پروردگارشان اين پاداش نيكوكاران است
(35)
لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ
تا بزدايد خدا از ايشان (بواسطه ايمان و بازگشتشان ) بدترين اعمالى كه كرده اند و
تا پاداش دهد بديشان مزدشان را به نيكوترين عمليكه بودند مى كردند
(36)
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
آيا نيست خدا كفايت كننده بنده خود (محمد(ص )) را و مشركان مى ترسانند ترا به آنهائى
كه غير خدايند (از بتان كه مى پرستند) و هركه را گمراه كند خدا (بعنوان مجازات ) نيست
او را هيچ راهنمائى
(37)
وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انتِقَامٍ
و هركه را راهنمائى كند خدا نيست او را هيچ گمراه كننده اى آيا نيست خدا غالب (بر مشركان
) كين ستان (از دشمنان )
(38)
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ
و به عزّتم سوگند اگر بپرسى از ايشان كيست كه آفريد آسمانها و زمين را بيگمان
خواهند گفت خدا بگو آيا مى بينيد آن معبودان را كه مى خوانيد (و مى پرستيد) جز خدا اگر
خواهد به من خدا رنجى (بيمارى و سختى ) آيا هستند بتان دفع كننده رنج او را يا بخواهد
خدا به من رحمتى آيا هستند آن بتان باز دارنده رحمت خداى را بگو بس است مرا خداى تنها
بر او توكل مى كنند توكل كنندگان
(39)
قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
بگو اى گروه من عمل كنيد بر توانائى خويش بيگمان من نيز
عمل كننده ام (بر توانائى خود) بزودى مى دانيد
(40)
مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ
كيست كه بيايد بدو (در دنيا) عذابى كه خوارش سازد يا فرود آيد بر او عذابى كه
هميشگى است
(41)
إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ
البته ما فرو فرستاديم كتاب را (كه قرآن است ) براى مردم براستى پس هركه راه
يابد سودش براى خود اوست و هركه گمراه گردد فقط گمراه مى شود بزيان خويشتن و
نيستى تو بر ايشان وكيل (كه نگذارى در گمراهى افتند)
(42)
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ
خدا مى ستاند جانها را هنگام مرگ بدنشان (از بدنها) و نيز جانهائى كه نمرده اند هنگام
خفتنشان و نگاه دارد جانهائى را كه گذرانيده بر آنها مرگ را و فرستد جانهاى ديگر را
(به بدنها) تا مدتى نامبرده شده (كه اجلشان برسد) البته در اين (گرفتن و
نگهداشتن و فرستادن جانها) علامتهائيست براى گروهى كه انديشه كنند
(43)
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ
بلكه مشركان گرفتند بجز خدا شفيعانى بگو آيا (بتان شفاعت كنند) اگر چه باشند
آنها كه مالك نشوند چيزى (از شفاعت ) را و نه بخرد دريابند
(44)
قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
بگو تنها از آن خداست شفاعت همه آن تنها از آن وى است پادشاهى آسمانها و زمين سپس
بسوى او بازگرديده خواهيد شد
(45)
وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
و آنگه كه نام خدا برده شود در حاليكه يكتاست نفرت گيرد دلهاى آنانكه ايمان نمى
آورند بسراى آخرت و هرگاه برده شود نام معبودان (و بتان كه مى پرستند) بجز خداى
ناگاه ايشان فرحناك شوند
(46)
قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
بگو بار خدايا اى پديد آورنده آسمانها و زمين اى داننده نهان و آشكارا تو داورى مى كنى
ميان بندگان خويش درباره مطالبى پيوسته ايشان (در دنيا) در آن اختلاف مى كردند
(47)
وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ
و اگر باشد براى آنانكه ستم كردند آنچه در زمين است همه آن و مانند آن مالها نيز با آن
فدا خواهند داد آن اموال را از بدى عذاب در روز رستاخيز و پديدار شود براى ايشان از
جانب خدا انواع عذابها كه نبودند گمان داشته باشند
(48)
وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون
و پديدار شود براى ايشان بديهاى آن كارهائيكه فراهم كرده اند و فرود آيد به ايشان
عذابهائى كه پيوسته به آن استهزاء مى كردند
(49)
فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
و هرگاه برسد آدمى را رنجى بخواند ما را پس آنگه كه ببخشيم بدو نعمتى از جانب خود
گويد فقط اين مالى را كه به من داده اند در مقابل دانش من است (نه چنين است ) بلكه آن
نعمت آزمايشى است وليكن بيشترشان نمى دانند
(50)
قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ
به يقين گفتند اين كلمه را آنانكه پيش از ايشان بودند و باز نداشت از ايشان (عذاب را)
اموالى كه اندوخته اند
(51)
فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلَاء سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ
و رسيد بديشان كيفر بديهائى كه فراهم كرده بودند و آنانكه ستم كردند از اين گروه
بزودى خواهد رسيد بديشان كيفر بديهائى كه فراهم كرده اند و نيستند ايشان عاجز كننده
(خداى را)
(52)
أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
آيا ندانستند آنكه خدا فراخ گرداند روزى را براى هركه خواهد و تنگ مى كند البته در
اين (بسط و قبض ) نشانه هائيست براى گروهى كه مى گروند
(53)
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
بگو اى بندگان من كه اسراف كرده ايد (در ارتكاب گناهان زياده روى نموده ايد) نوميد
مشويد از بخشش خدا كه خدا مى آمرزد گناهان همه آن را زيرا تنها او آمرزگار و مهربانست
(54)
وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ
و باز گرديد (از شرك و نافرمانى ) بسوى پروردگارتان و تسليم شويد براى خدا
پيش از آنكه بيايد بسوى شما عذاب سپس يارى نشويد
(55)
وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ العَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ
و پيروى كنيد نيكوترين چيزى را كه فرود آمده است بسوى شما از جانب پروردگارتان
پيش از آنكه بيايد بشما عذاب ناگهان و شما (هنگام فرود آمدن آنرا) نمى دانيد
(56)
أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ
تا آنكه بگويد هيچ كسى اى حسرت بر اهمال و تقصيرى كه كردم در پرستش و فرمان
خدا و البته بودم من از مسخره كنندگان
(57)
أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
يا آنكه بگويد كسى اگر خدا راهنمائى مى كرد مرا بيگمان بودم از پرهيزكاران (از
گناهان )
(58)
أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
يا بگويد كسى آندم كه ببيند عذاب را اى كاشكى مرا بازگشتى (بدنيا) بود پس مى
بودم از نيكوكاران آرى (ترا هدايت كردم )
(59)
بَلَى قَدْ جَاءتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ
به يقين آمد بسوى تو آيتهاى من پس دروغ داشتى آنرا و تكبر نمودى (از پذيرفتن آن
سركشى كردى ) و بودى از ناگرويدگان
(60)
وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْمُتَكَبِّرِينَ
و روز رستاخيز مى بينى آنان را كه افتراء بستند بر خدا در حاليكه چهره هاى آنان سياه
شده آيا نيست در دوزخ جايگاهى براى سركشان
(61)
وَيُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوا بِمَفَازَتِهِمْ لَا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
و برهاند خدا آنان را كه (از نافرمانى ) پرهيز كرده ايد به سبب رستگاريشان نرسد
به پرهيزكاران بدى و نه ايشان اندوهگين مى شوند
(62)
اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
خدا آفريدگار همه چيزهاست و او بر همه چيز نگهبانست
(63)
لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ
تنها از آن خداست كليدهاى (خزينه هاى ) آسمانها و زمين و آنانكه كفر ورزيدند به نشانه
هاى خدا تنها آن گروه زيانكارند
(64)
قُلْ أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجَاهِلُونَ
(اى پيامبر به مشركين ) بگو آيا غير خدا را فرمان مى دهد مرا بپرسم اى نادانان
(65)
وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ
و به
عزّتم سوگند كه البته وحى شد بسوى تو و بسوى آنانكه پيش از تو بودند كه
اگر (بفرض محال ) شرك آرى بيگمان تباه شود كردار تو و بطور قطع باشى از
زيانكاران
(66)
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُن مِّنْ الشَّاكِرِينَ
بلكه تنها خداى را پرستش كن و باش از سپاسگزاران
(67)
وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ
و مشركان تعظيم نكردند خداى را
سزاوار بزرگى او و زمين همه آن در قبضه قدرت اوست روز رستاخيز و آسمانها بهم
پيچيده است به نيرو و توانائى او منزه است خدا و برتر است از آنچه مشركان شريك وى
مى سازند
(68)
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِيَامٌ يَنظُرُونَ
و (نوبت اول ) دميده شود در صور پس بيهوش شود (بميرد) هركه در آسمانها و هركه در
زمين است مگر آنكس كه خواسته خدا (حيات او را) سپس دميده شود در صور بار ديگر پس
ناگاه ايشان به پاى ايستاده اند در حاليكه مى نگرند
(69)
وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاء وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
و روشن شود زمين (محشر) نبود پروردگارش و نهاده شود نامه
اعمال (بدست راست و چپ مردم ) و بيارند پيمبران و گواهانرا و داورى شود ميان مردم
براستى در حاليكه ايشان ستمديده نشوند
(70)
وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ
و تمام بگيرد هركسى جزاى آنچه كرده و خدا داناتر است به آنچه بندگان مى كنند
(71)
وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ
و رانده شوند آنانكه كفر ورزيدند بسوى دوزخ در حاليكه گروه گروه باشند تا آنگه
كه بيايند بدوزخ در آنحال كه گشوده شود درهاى آن و گويند بديشان نگهبانان دوزخ
آيا نيامدند بسوى شما پيمبران از جنس خودتان كه بخوانند بر شما آيه هاى
پروردگارتان را و بترسانند شما را از ديدن اين روزتان گويند دوزخيان آرى (ما را
بيم كردند) وليكن راست آمد حكم بعذاب بر ناگرويدگان (چه خدا به اين خبر داد)
(72)
قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ
و گفته شود (بدوزخيان ) در آئيد از درهاى دوزخ در حاليكه جاويدان باشيد در آن و بد
است جايگاه گردنكشان
(73)
وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ
و رانده شوند آنانكه ترسيدند از پروردگار خويش بسوى بهشت در حاليكه گروه
گروه باشند تا آندم كه بيايند به بهشت و گشوده شود درهاى آن و گويند بديشان
نگهبانان بهشت تحيّت (و سلامتى ) بر شما باد پاك بوديد (در دنيا) پس در آئيد به
بهشت در حاليكه جاويد باشيد در آن
(74)
وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ
و گويند همه ستايشها از آن خدائيست كه راست كرد با ما وعده خود را و ميراث داد به ما
زمين بهشت را كه جاى گيريم از بهشت هر جا كه خواهيم پس نيكوست پاداش كار كنندگان
(براى آخرت )
(75)
وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
و مى بينى فرشتگان را كه احاطه كننده اند گرداگرد عرش را تسبيح مى كنند بستايش
پروردگار خويش و داورى مى شود ميان مردم به
عدل و راستى و گفته شود (مؤ منان گويند) همه ستايش از آن خدائيست كه پروردگار
جهانيانست
|