سوره مائده - سوره 5 - تعداد آيات 120

بسم الله الرحمن الرحيم

1-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد وفا كنيد به عهدها (و قرار دادها) حلال شد براى شما چهارپايان بسته زبان مگر آنچه خوانده مى شود بر شما در حاليكه حلال نشماريد شكار كردن را در صورتى كه شما مُحرِم هستيد البته خدا حكم مى كند آنچه بخواهد

2-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْيَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ

فَاصْطَادُواْ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ
إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد حلال مشماريد علامتهاى خدا (مناسك حج ) را و نه ماه حرام را (بجدال در آن ) و نه قربانى را و نه حيوان قلاده دار را و نه كسانى را كه آهنگ زيارت بيت الله الحرام را دارند در حاليكه مى جويند افزونى (ثواب ) از پروردگارشان و خشنودى او را و هنگامى كه از احرام بيرون شديد شكار كنيد (اگر خواهيد) وادار نكند شما را كينه گروهى (از كفار قريش ) كه بازداشتند شما را (در سال حديبيه ) از مسجدالحرام آنكه تجاوز كنيد (و انتقام آن خواهيد) و يارى كنيد يكديگر را بر نيكوئى و پرهيزكارى و يارى مكنيد يكديگر را بگناه و ستمكارى و بترسيد از (نافرمانى ) خدا زيرا خدا سخت عقوبت است

3-حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ

عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ

عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

حرام شده بر شما مردار و خون و گوشت خوك و آن حيوانى كه هنگام كشتنش نام غير خدا برده شود و حيوانى كه خفه شده و حيوانى كه با چوب و سنگ مرده و حيوانيكه از بلندى افتاده مرده و حيوانى كه به شاخ زدن ديگرى مرده و حيوانيكه درنده او را كشته مگر حيوانى كه دريابيد ذبح او را و حيوانى كه ذبح شود بر روى سنگها (بر بالاى بتان ) و اينكه قسمت كنيد (گوشت حيوان را) با تيرهاى قمار اين (عمل ) بيرون رفتن از فرمان خدا است امروز نااميد شدند آنانكه كفر ورزيدند از (بطلان ) دين شما و مترسيد از ايشان و بترسيد از من امروز كامل گردانيدم براى شما دينتان را و تمام كردم بر شما نعمت خود را(با نصب ولى بعد از پيغمبر) و پسنديدم براى شما اسلام را از نظر آئين و هركه ناچار شود بهنگام گرسنگى در حاليكه مايل نباشيد بگناهى (بتلذذ نخورد) البته خدا آمرزگار و مهربانست

4-يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ

اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ

مى پرسند از تو كه چه چيز حلال شده است براى ايشان بگو حلال شده براى شما چيزى هاى پاكيزه و شكار سگهائى كه تعليم شكار داده ايد در حاليكه شما بياموزيد بشكارگيرندگان از آنچه آموخته بشما خدا و بخوريد از آنچه سگهاى شكارى نگاه داشته اند براى شما و ياد كنيد نام خدا را بر فرستادن آن حيوان (براى شكار) و بترسيد از خدا زيرا خدا زود بحسابها مى رسد

5-الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ

مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ

امروز حلال شد براى شما چيزهاى پاكيزه و طعام (گندم و ساير حبوبات ) آنانكه كتاب به ايشان داده اند حلال است براى شما و طعام شما نيز حلال است براى ايشان و زنان پاكدامن از آنانكه گرويده اند و زنان پاكدامن از آنانكه كتابشان داده اند پيش از شما (بر شما حلال است ) چون بدهيد بديشان مهرهاى ايشان را در حاليكه بدان نكاح عفت جوئيد (و پارسا باشيد) نه زنا كنندگان و نه گيرندگان يار و هركه كافر شود به آنچه ايمان بدان واجب است بيقين تباه شد كردارش و او در سراى ديگر از زيانكاران است

6-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا

فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ

وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد هرگاه خواهيد كه برخيزد به نماز (و وضو نداشتيد) پس بشوئيد رويهاى خود را و دستهاى خود را تا آرنجها و مسح كنيد مقدارى از سرها و پاهاى خود را تا به آن دو بلندى كه در پشت پا بيرون آمده و اگر باشيد جنب غسل كنيد و اگر باشيد بيمار (و استعمال آب مضر باشد) يا در سفرى باشيد يا بيايد يكى از شما از محل قضاى حاجت يا مباشرت كرده باشيد با زنان و نيابيد آبى را پس قصد كنيد روى زمين پاكى را (و هر دو دست خود را به آن بزنيد) و مسح كنيد مقدارى از رويهاى خود و دستهاى خود را از آن خاك نمى خواهد خدا (در امر طهارت ) تا قرار دهد بر شما هيچ مشقتى وليكن مى خواهد تا پاك گرداند شما را و تا تمام كند نعمت خود را بر شما تا اينكه شما سپاسگزارى نماييد

7-وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

و ياد كنيد نعمت خداى را كه ارزانى داشته بر شما (و ياد آوريد) پيمان او را كه بسته است با شما آن پيمان را آندم كه گفتيد شنيديم و فرمان برديم (درباره فراموشى نعمت و پيمان شكنى ) بترسيد از خدا كه خدا داناست به آنچه در سينه ها است

8-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد باشيد قيام كنندگان بگواهى دادن براى خوشنودى خدا در آن حال كه گواه باشيد بداد و انصاف و وادار نكند شما را شدت و دشمنى گروهى بر آنكه عدالت نكنيد بعدالت رفتار كنيد كه عدالت نزديك تر است به پرهيزكارى و بترسيد از خدا (در ستمكارى ) زيرا خدا با خبر است به آنچه مى كنيد

9-وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ

وعده كرده است خدا آنان را كه ايمان آورده اند و كرده اند كارهاى شايسته كه براى ايشان آمرزش و پاداشى بزرگ است

10-وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ

و آنانكه كافر شدند و دروغ پنداشتند آيت هاى ما را آنگروه ملازم دوزخند (هميشه در آن مى مانند)

11-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد ياد كنيد نعمت خداى را كه ارزانى داشته است بر شما آندم كه قصد كردند گروهى (از بنى النضير) آنكه بگشايند دستهاى خود را بسوى شما (تصميم بكشتار مسلمانان گرفتند) و خدا باز داشت دستهاى ايشان را از شما و بترسيد از خدا و تنها بر خدا بايد توكل كنند توكل كنندگان

12-وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَآئِيلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا وَقَالَ اللّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي

وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ

و به عزّتم سوگند كه گرفت خدا پيمان از فرزندان يعقوب (كه به پيامبران ايمان آرند) و بر انگيختيم از بنى اسرائيل (از دوازده سبط) دوازده رئيس ‍ و گفت خدا البته من با شمايم (بيارى دادن ) اگر بپاى داريد نماز را و بدهيد زكات را و ايمان آوريد به پيامبران من و تقويت نمائيد ايشان را و وام دهيد بخدا وامى نيكو (در راه خشنودى او انفاق كنيد) بيگمان بپوشانم از شما گناهانتان را و در آرم شما ببوستانهائى كه جاريست از زير قصرها و درختان ) آن جويهاى آب پس هركه كافر شود بعد از اين (شرط مؤ كد) از شما بحقيقت گمراه شده است از راه ميانه

13-فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ

قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

پس بسزاى شكستن يهودان پيمان خود را برانديم ايشان را از رحمت خود و گردانديم دلهاى ايشان را سخت مى گردانند سخنان تورات را از جايگاه خود و ترك كردند بهره كامل را از آن چيزها كه پندشان داده بودند بدان و پيوسته واقف مى شوى بر خيانتى زا يهودان مگر اندكى از ايشان (كه خيانت نمى كنند) پس درگذر از ايشان و چشم پوشى كن زيرا خدا دوست مى دارد نيكوكاران را

14-وَمِنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ

و از آنانكه گفتند ما بى ترديد ترسايانيم گرفتيم پيمان شان را (به يكتائى پرستى ) پس فراموش كردند بهره كامل را از آن خيرها كه پندشان داده بودند بدان و (بكيفر پيمان شكنى ) بر انگيختيم ميانشان دشمنى و كينه را تا روز رستاخيز و بزودى خبر خواهد داد ايشان را خداى بكارهائيكه پيوسته مى كنند

15-يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ

اى اهل كتاب بيگمان آمد بسوى شما فرستاده ما (محمد ص ) كه بيان مى كند براى شما بسيارى از آنچه پيوسته پنهان مى داريد از كتاب (تورات و انجيل ) و در ميگذرد از بسيارى (از مطالبى كه گفته ايد) براستى كه آمد بسوى شما از جانب خدا روشنائى (پيامبر) و كتابى روشن

16-يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

هدايت مى كند به آن روشنائى و كتاب خدا آنكس را كه پيروى كند خوشنودى خدا را براههاى سلامت (از عذاب ) و بيرون مى آورد ايشان را از تاريكيها (ى كفر) به روشنى ايمان به اذن (و توفيق ) خود و راهنمائى مى كند ايشان را بسوى راه راست

17-لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَآلُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ

جَمِيعًا وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

بخدا سوگند كه كافر شدند آنانكه گفتند بى ترديد خدا همان مسيح (عيسى ) پسر مريم است (اى پيامبر) بگو پس كيست كه مالك باشد و تواند كه منع كند از (قدرت ) خدا چيزى را اگر خدا خواهد آنكه هلاك كند عيسى پسر مريم و مادرش را و آنها را كه بر روى زمين اند همگى و تنها از آن خداست پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست خداوند مى آفريند آنچه مى خواهد (قادر مطلق است ) خداى بر همه چيز تواناست

18-وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَلِلّهِ مُلْكُ

السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ

و گفتند يهودان و ترسايان ما (در قرب و منزلت همچون ) پسران خدائيم و دوستان اوئيم (اى پيامبر) بگو پس چرا خدا عذاب مى كند شما را بگناهانتان (اى ادعاى شما درست نيست ) بلكه شما آفريدگانيد از جنس مخلوقاتى كه خدا آفريده مى آمرزد خدا هركه را كه خواهد (به فضل خود) و عذاب مى كند هركه را خواهد (بعدل ) خود و تنها از آن خداست پادشاهى آسمانها و زمين (و حكم فرمودن در آن ) و آنچه در ميان آنها است و بسوى اوست بازگشت همه

19-يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

اى اهل كتاب بى گمان آمد بسوى شما فرستاده ما (محمد ص ) كه بيان مى كند براى شما در دورانى كه خالى بود از پيامبران تا نگوئيد نيامد بسوى ما هيچ بشارت دهنده اى و نه بيم كننده اى حقا كه آمد بسوى شما بشارت دهنده و بيم كننده و خدا بر همه چيز تواناست

20-وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِيَاء وَجَعَلَكُم مُّلُوكًا وَآتَاكُم مَّا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِّن الْعَالَمِينَ

(اى پيامبر بخاطر بياور) زمانى را كه گفت موسى به قوم خود اى گروه من ياد كنيد نعمت خدا را كه بر شما ارزانى داشته آندم قرار داد در ميان شما پيامبران را و گردانيد شما را پادشاهان (مستقل و مالك نفس خود) و بداد بشما چيزهائى كه نداده بود بهيچ كس از جهانيان

21-يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ

اى گروه من درآئيد به اين سرزمين پاك و (از شرك و بت پرستى ) كه نوشته است خدا براى شما (كه منزلتان باشد) و بر نگرديد به آن راهى كه آمده ايد و (اگر چنين كنيد) باز گرديد در حاليكه زيانكار باشيد

22-قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ

گفتند اى موسى البته در آن سرزمين گروهى با شوكت و نيرومندند و البته ما هرگز در نمى آئيم در آن سرزمين تا زمانيكه نيرومندان بيرون آيند از آنجا پس اگر بيرون روند از آنجا (بى جهاد) البته ما وارد خواهيم شد

23-قَالَ رَجُلاَنِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

گفتند دو مرد از آنانكه (از خدا) مى ترسيدند و نعمت (اسلام ) داده بود خدا به آن دو تن در آئيد بر جباران از در شهرستان و چون در آئيد از آن دروازه قطعا شما پيروز خواهيد شد و تنها بر خدا توكل كنيد اگر شما ايمان آورنده (بخدا و رسول ) هستيد

24-قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ

قوم موسى گفتند اى موسى البته ما هرگز وارد نمى شويم در آن سرزمين هيچگاه و مادامى كه جباران در آنجا باشند پس برو تو و پروردگارت كارزار كنيد كه ما همين جا نشسته ايم

25-قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ

موسى گفت پروردگارا البته من مالك نيستم مگر خويشتن و برادرم را پس جدائى افكن ميان ما و ميان اين گروهى كه از دائره فرمانبردارى بيرون رفته اند

26-قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ

خدا گفت البته آن سرزمين پاك (بكيفر نافرمانى كردنشان ) حرام است بر بنى اسرائيل چهل سال سرگردان مى گردند در سرزمين تيه و اندوهگين مباش بر گروهى كه از دائره فرمانبردارى بيرون رفته اند

27-وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ

و بخوان بر بنى اسرائيل حكايت دو پسران آدم را براستى هنگامى كه آندو تن قربانى كردند قربانى كردنى پس پذيرفته شد (آن قربانى ) از يكى از آن دو تن و پذيرفته نشد از ديگرى قابيل (به هابيل ) گفت بخدا سوگند مى كشم تو را هابيل گفت قبول مى كند خدا (قربانى را) از پرهيزكاران

28-لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ

بخدا سوگند اگر بگشائى دست خود را بسوى من تا بكشى مرا من نيستم دراز كننده دست خود را بسوى خود تا بكشم تو را زيرا من مى ترسم از خدائى كه پروردگار جهانيان است

29-إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ

البته من مى خواهم آنكه باز گردى تو بگناه من و گناه خويش (زيرا بار گناهان من و خود بمانى ) پس باشى از ملازمان دوزخ و اين كيفر ستمكاران است

30-فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ

و آسان كرد براى قابيل دلش كشتن برادر خود را پس بكشت او را (در سن بيست سالگى ) و گرديد از زيانكاران

31-فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَـذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ

و برانگيخت خدا زاغى را كه مى كاويد در زمين (به منقار و پاى خود) تا نشان دهد به قابيل كه چگونه بپوشاند جثه برادر خود را قابيل گفت اى واى بر من آيا عاجز شدم از آنكه باشم مانند اين زاغ پس بپوشم جسد برادر خود را و گرديد از پشيمان شدگان

32-مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا

النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاء تْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ

بخاطر اين قتل نوشتيم (حكم كرديم ) بر بنى اسرائيل آنكه هركس بكشد كسى را بى آنكه او كسى را كشته باشد و بى آنكه فسادى كرده باشد در زمين گويا كه كشته است همه مردم را و هركه سبب حيات كسى شود گويا كه سبب حيات زندگى همه مردم شده به عزّتم سوگند آمدند بسوى بنى اسرائيل فرستادگان ما با معجزه هاى روشن و البته بسيارى از ايشان بعد از آن معجزات در زمين اسراف كنندگان بودند

33-إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ

ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ

فقط كيفر آنانكه جنگ مى كنند با (احكام ) خدا و پيامبرش و مى كوشند در زمين در حالى كه تبهكارند (اخلال به امنيت همگانى مى كنند) اين است كه كشته شوند يا دار آويخته شوند يا بريده شود دستها و پاهاى شان و بر خلاف ديگر يا تبعيد شوند از شهرى به شهر ديگر اين كيفر براى ايشان رسوائى است در اين جهان و براى ايشان در سراى ديگر عذابى بزرگ است

34-إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

مگر كسانى كه توبه كنند پيش از آنكه قادر شويد (و دست يابيد) بر ايشان پس بدانيد كه خداوند بس آمرزنده و مهربان است

35-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

اى كسانيكه ايمان آورده ايد بترسيد از (نافرمانى ) خدا و بطلبيد بسوى خدا (قرب و منزلت را) بوسيله طاعت و جهاد كنيد در راه خدا (با كفار و نفس اماره ) تا آنكه شما رستگار شويد

36-إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

بى گمان آنانكه كافر شدند اگر از آن ايشان باشد همه آنچه در زمين است و مانند آن به آنچه در زمين است تا فداى نفس خود كند آنرا از عذاب روز رستاخيز پذيرفته نخواهد شد از ايشان و براى ايشان عذابى دردناك است

37-يُرِيدُونَ أَن يَخْرُجُواْ مِنَ النَّارِ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ

كافران مى خواهند كه بيرون آيند از آتش دوزخ و نيستند ايشان بيرون آيندگان از آتش و براى ايشان عذابى دائم (و هميشگى ) است

38-وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

و مرد دزد و زن دزد پس ببريد دستهاى ايشان را براى كيفر دادن به آنچه آن دو تن كرده اند بخاطر عقوبتى كه از جانب خدا است و خدا غالب (بر گنهكاران ) و درست كردار است

39-فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

و هركه توبه كند از پس ستم كردنش و عمل شايسته كند بيگمان خدا بر ميگردد بر او به بخشايش زيرا خدا بس آمرزنده و مهربان است

40-أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

(اى بشر) آيا ندانسته اى كه خدا اوراست پادشاهى آسمانها و زمين شكنجه مى دهد هركه را مى خواهد (اگر مستحق آن باشد) و مى آمرزد هركه را مى خواهد (اگر توبه كند) و خدا بر هر چيزى تواناست

41-يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ

سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَـذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ

لَهُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ

اى پيامبر اندوهناك نگرداند تو را كسانيكه (از روى عناد) مى شتابند در كفر (در راه كفر بسرعت ميروند) از آن منافقانى كه گفتند ايمان آورده ايم و آن گفتن بر زبانشان بود در حاليكه ايمان نياورده دلهايشان و از آنانكه يهودند شنوندگانند (سخنان تو را) براى آنكه دروغ بر تو ببندند شنوندگانند (كلام تو را) براى گروهى ديگر كه نيامده اند به نزد تو تغيير مى دهند سخنان تورات بعد از آنكه نهاده بود آن را در جاى خود تحريف كنندگان مى گويند اگر دهند بشما اين (حكم تحريفى ) را بگيرش و اگر ندهند به شما اين حكم را پس حذر كنيد (از قبول آن ) و هركه را خواهد خدا بفته اش افكند هرگز نتوانى كه دفع كنى براى خاطر او از (عذاب ) خدا چيزى را آنگروه آنانند كه نخواست خداى (بعنوان مجازات ) آنكه پاك سازد دلهاى ايشان را (از لوث كفر) ايشان را در دنيا رسوائى است و براى ايشان در آخرت عذابى بزرگ است

42-سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ

بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ

شنوندگانند (سخنان تو را) براى دروغ بستن بر تو خورندگان مال حرام (رشوت )اند و اگر بيايند (بمحاكمه ) نزد تو پس حكم كن ميان ايشان يا روى برگردان از ايشان و اگر روى برگردانى از ايشان (و داورى نكنى ) هرگز زيان نرسانند تو را بچيزى و اگر داورى كنى داورى كن بداد و انصاف زيرا خداوند دوست مى دارد دادگران را

43-وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَـئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ

و چگونه داور قرار مى دهند ترا و حال آنكه نزد ايشان تورات است در آن تورات حكم (حلال و حرام ) خدا (ثبت ) است پس ايشان بر مى گردند (از حكم تو) از پس آن (كه داورى كرده اى موافق كتابشان ) و نيستند اين گروه ايمان آورندگان

44-إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ

شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ

البته فرو فرستاديم كتاب تورات را در حاليكه در آن راهنمائى و روشنائى بود داورى مى كردند به تورات پيامبران آنان تسليم خدا بودند براى كسانى كه دين يهود داشتند و (نيز حكم مى كنند) دانشمندان بلند مرتبه و زاهدان ايشان بواسطه آنكه خواسته اند از ايشان نگهداشتن تورات را (تا نگهبان آن از تحريف باشند) و بودند بر آن كتاب گواه پس (در اجراى احكامش ) نهراسيد از مردم و بترسيد از من و عوض نكنيد احكام مرا به بهاى اندك و هركه حكم نكند به آنچه فرو فرستاده خدا (حكم را كتمان كند و بغير آن حكم كند) تنها آن گروه كافرانند

45-وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ

وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

و واجب كرديم بر بنى اسرائيل آنكه بكشند يك تن را بقصاص يك تن و چشمى را بچشمى و بينى را به بينى و گوشى را به گوشى و دندانى را به دندانى (قصاص كنند يا ارش گيرند) و جراحتها نيز قصاص دارند و هركه تصديق كند بقصاص (جانى را ببخشد) آن برايش كفاره خواهد بود و هركه حكم نكند به آنچه فرو فرستاده خدا (چنانچه بنى النضير حكم نمى كردند) تنها آن گروه ستمكارانند

46-وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ

و در آورديم بدنبال پيامبران عيسى پسر مريم را در حالى كه باور دارنده بود چيزى را كه پيش از او فرستاده بوديم از تورات و داديم او را انجيل در حالى كه در آن راهنمائى (بتوحيد) و روشنائى بود و تصديق كننده بود چيزى را كه پيش از آن بوده از كتاب تورات و هدايت كننده و پند دهنده بود پرهيزكاران را

47-وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

و بايد كه حكم كنند اهل انجيل (دانشمندانشان ) به آنچه فرو فرستاده است خداى در انجيل و هركه حكم نكند به آنچه فرو فرستاده است خداى پس تنها آنگروه از دائره ايمان بيرون رفتگانند

48-وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ

لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا

فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ

و فرو فرستاديم به سوى تو قرآن را بدرستى در حاليكه تصديق كننده است آنچيزى كه پيش از آن بوده از كتاب و نگهبان است بر آنها پس داورى كن ميان بنى اسرائيل با آنچه نازل كرده خدا و پيروى مكن آرزوى ايشان را (به انحراف ) آن چيزى كه به تو آمده است از حكمهاى درست براى هر گروهى مقرر كرديم از شما شريعتى و راه روشنى و اگر مى خواست خدا بيگمان قرار مى داد شما را يك امت وليكن (چنين نكرد) تا آنكه بيازمايد شما را در آنچه بشما داده و پيشى گيريد به كارهاى خوب به سوى خداست بازگشت شما همگى پس خبر خواهد كرد شما را به آنچه همواره در آن اختلاف مى كرديد

49-وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم

بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ

و (فرمان فرستاديم ) آنكه حكم كن ميان اهل كتاب به آنچه نازل كرده خدا و پيروى مكن آرزوهاى ايشان را و حذر كن از ايشان از اينكه بگردانند ترا از پاره آنچه نازل كرده خدا بسويت و اگر برگردند (از دستورات خدا) پس بدان كه فقط مى خواهد خدا آنكه برساند ايشان را به پاره اى از گناهان شان و البته بسيارى از مردم از دائره فرمانبردارى بيرون رفته اند

50-أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ

آيا حكم دوران جاهليت را مى خواهند و كيست نيكوتر از خدا از نظر داورى براى گروهى كه يقين دارند

51-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد زينهار مگيريد يهودان و ترسايان را بدوستى كه برخى از ايشان دوستان برخى ديگريد و هركه دوستى كند با ايشان از شما البته او نيز از ايشان است زيرا خدا هدايت نكند گروه ستمكاران را (ببهشت )

52-فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ

و مى بينى آنان را كه در دلهايشان بيمارى (نفاق ) است مى شتابند در (دوستى ) ايشان در حاليكه مى گويند بيم داريم از آنكه برسد ما را پيش آمدى اميد است كه خدا پيش آورد پيروزى را يا فرمانى از جانب خود (كه در آن عزت مؤ منان باشد) و مى گيرند منافقان بر آنچه پنهان داشتند در دلهاى خود پشيمان

53-وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُواْ أَهَـؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِينَ

و مى گويند به يكديگر آنانكه ايمان آورده اند آيا اين گروه آنانند كه سوگند مى خوردند بخدا سختترين سوگندهاى خود كه البته ايشان با شما مسلمانند (امروز معلوم شد كه دروغ مى گفتند) تباه شد اعمالشان پس گشتند زيانكار

54-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي

سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد هركه برگردد از شما از دين خود (مرتد شود) بزودى خواهد آورد خدا گروهى را كه او دوست مى دارد ايشان را و ايشان نيز دوست مى دارند خدا را فروتنان برابر مؤ منان و گردان فرازان بر كافران هستند جهاد مى كنند در راه خدا (خوشنودى ) خدا و نهراسند از ملامت هيچ ملامت گرى اين (صفات ستوده ) كرم خداست كه عطا مى كند آنرا به هركه خود خواهد و خداوند گشايش ده و داناست

55-إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

تنها ولى و سرپرست شماست خدا و رسولش و نيز آنانكه ايمان آورده اند آن مؤ منانى كه به پاى ميدارند نماز را و مى دهند زكات را در آنحال كه ركوع كننده اند

56-وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ

و هركه سرپرست و اختياردار خود بگيرد خدا و رسولش و آنان را كه ايمان آورده اند (پيروز است چه از حزب خداست ) و تنها لشكر خدا پيروز شونده است

57-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

اى آنانكه ايمان آورده ايد زينهار مگيريد كسانى را كه گرفته اند دين شما را (كه اسلام است ) به مسخره و بازى از آنانكه داده اند ايشان را كتاب پيش ‍ از شما و نيز كافران را (كه كتاب برايشان نازل نشده ) دوستان خود و بترسيد از (نافرمانى ) خدا اگر هستيد گرويدگان

58-وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ

و چون ندا مى كنيد (اذان مى گوئيد و مردم را مى خوانيد) بسوى نماز كافران مى گيرند آنرا به مسخره و بازى اين (استهزاء) بواسطه آن است كه ايشان گروهى اند كه تعقل نمى كنند

59-قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ

بگو اى اهل كتاب عيب جوئى نمى كنيد از ما مگر آن را كه ايمان آورده ايم بخدا و به آنچه نازل شده پيش از ما و ديگر براى آنكه بيشتر شما نافرمانيد

60-قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ

(اى پيامبر) بگو آيا خبر دهم شما را به بدتر از اين (عيب گيرندگان ) از نظر كيفر نزد خدا او كسى است كه لعنتش كرده خدا و خشم گرفته بر او و گردانيد پاره اى از ايشان را بصورت بوزينه و خوك و نيز آنكس است كه پرستيدند شيطان (يا گوساله ) را آنگروه (ملعون ) بدترند از نظر مكان (و منزلت ) و گمراه ترند از راه راست

61-وَإِذَا جَآؤُوكُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا وَقَد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكْتُمُونَ

و آندم كه منافقان بيايند نزد شما گويند ايمان آورديم و حال آنكه در مى آيند (در مجلس شما) با كفر و البته ايشان بيرون مى روند با كفر و خدا داناتر است به آنچه پيوسته نهان مى دارند (از كفر و نفاق )

62-وَتَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ

و مى بينى بسيارى از يهودان را كه شتاب مى كنند در (ارتكاب ) گناه و ستم و در خوردنشان مال حرام (و رشوت ) را البته بدكارى است آنچه ايشان همواره مى كنند

63-لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ

چرا باز نمى دارند ايشان را دانشمندان خدا ترس و زاهد از گفتن ايشان خلاف حق را و خوردن ايشان مال حرام (رشوه يا ربا) را البته بدكارى است آنچه همواره مى كنند

64-وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ

طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ

و گفتند يهودان دست خدا بر بسته است بسته باد دستهايشان (از خير) و رانده شده اند از رحمت الهى به آنچه گفتند بلكه دست خدا گشاده است روزى ميدهد چنانچه خود خواهد و بخدا سوگند افزون مى كند بسيارى از يهودان را قرآنى كه فرو مى آيد بتو از جانب پروردگارت نافرمانى و ناگرويدن را و افكنديم در ميان ايشان (يهودان و ترسايان يا يهودان ) دشمنى و كينه را تا روز رستاخيز هرگاه بر افروختند آتشى را براى جنگ (با رسول خدا) فرو نشانيد آن آتش را خداى و مى كوشند در زمين براى تبهكارى (كه فتنه انگيزند) و خدا دوست نمى دارد تبهكاران را

65-وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ

و اگر اهل كتاب (بمحمد ص ) ايمان آورده بودند و (از نافرمانى ) پرهيز كرده بودند البته مى پوشانيديم از ايشان گناهانشان را و در مى آورديمشان ببوستانهاى پر نعمت

66-وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُونَ

و اگر ايشان بپاى مى داشتند (احكام ) تورات و انجيل و آنچه كه فرود آمده بسوى ايشان از جانب پروردگارشان بى گمان مى خورند (روزى را) از بالاى سر خود و از زير پاهاى خود از يهودان گروهى اند راست رو و راست كار و بسيارى از ايشان بد است آنچه مى كنند

67-يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

اى پيامبر (به كافه خلايق ) ابلاغ كن آنچه را كه فرمود آمده بسوى تو از جانب پروردگارت (درباره على بن ابيطالب ) و اگر چنين نكردى پس ‍ نرسانده باشى پيامهاى خدا را و خدا نگاه مى دارد ترا از (آسيب ) مردم زيرا خدا راهنمائى مى كند كافران را (بمقاصد شومى كه در نظر دارند)

68-قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا

وَكُفْرًا فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

بگو اى اهل كتاب نيستيد بر چيزى (دينتان پايه ندارد) تا زمانى كه بپاى داريد (احكام ) تورات و انجيل و آنچه را كه فرود آمده به سوى شما از جانب پروردگارتان و سوگند ياد مى كنم كه افزون مى كند بسيارى از ايشان را قرآنى كه فرود آمده بسوى تو از پروردگارت سركشى و انكار را (بشنيدن قرآن طغيان و كفر را بيفزايند) و اندوهگين مباش بر آن گروه كافران

69-إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ

البته آنانكه (بزبان ) ايمان آورده اند و آنانكه دين يهود گرفته اند و نيز ستاره پرستان و ترسايان هركه (از ايشان بدل ) ايمان آورد بخدا و روز باز پسين و انجام دهد كارهاى شايسته پس نيست هيچ بيمى بر ايشان و نه اندوهگين مشوند

70-لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلاً كُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُواْ وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ

به عزّتم سوگند كه گرفتيم پيمان از بنى اسرائيل (كه به محمد ص ايمان آورند) و فرستاديم بسويشان پيامبرانى هرگاه آمد بديشان پيمبرى با حكمى كه نمى خواست نفسهاى ايشان (موافق و دلخواهشان نبود) گروهى را تكذيب كردند و گروهى را مى كشتند

71-وَحَسِبُواْ أَلاَّ تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُواْ وَصَمُّواْ ثُمَّ تَابَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُواْ وَصَمُّواْ كَثِيرٌ مِّنْهُمْ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ

و پنداشتند كه عقوبتى نخواهد بود پس (از ديدن و شنيدن حق ) كور شدند و كر شدند سپس بازگشت خدا بر ايشان برحمت پس ديگر بار كور شدند و كر گرديدند (به حال نخست بازگشتند) بسيارى از ايشان و خدا بينا است به آنچه مى كنند

72-لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ

عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ

به عزّتم سوگند كافر شدند آنانكه گفتند البته خداى همان مسيح پسر مريم است و گفت مسيح اى بنى اسرائيل بپرستيد خداى را كه پروردگار من و پروردگار شماست بى گمان هركه شرك مى ورزد بخدا قطعا حرام كرده است خدا بر او بهشت را و جايگاه وى آتش دوزخ است و نيست ستمكاران را هيچ يارى (كه عذابشان را از ايشان دفع كند)

73-لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَـهٍ إِلاَّ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

به عزّتم سوگند بيقين كافر شدند آنانكه گفتند البته خداى سومين سه تا خداست و نيست معبود بسزائى جز خداى يگانه و اگر باز نايستند (ترسايان ) از آنچه مى گويند بطور قطع خواهند رسيد به آنانكه كافر شدند از ترسايان شكنجه اى دردناك

74-أَفَلاَ يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

آيا ترسايان (از قول به تثليث ) باز نمى گردند بسوى خدا و آمرزش نمى خواهند از وى و خداى آمرزنده و مهربانست

75-مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ

نيست مسيح پسر مريم مگر فرستاده اى از خدا البته درگذشته اند پيش از تو فرستادگان خدا (با معجزات آشكار) و مادرش زنيست تصديق كننده بود آيات خدا را بودند (عيسى و مادرش ) كه مى خورند طعام را بنگر چگونه بيان مى كنيم براى ايشان نشانه ها (ى توحيد) را سپس بنگر چگونه برگردانيده مى شوند (از پذيرفتن حق )

76-قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

بگو آيا مى پرستيد غير از خدا چيزى را كه مالك نيست براى شما زيانى و نه سودى و خداى تعالى او شنوا و داناست (به عقائد شما)

77-قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ

(اى پيامبر) بگو اى اهل كتاب غلو (و تجاوز از حد) نكنيد در دين خود غلوى كه غير حق باشد و پيروى نكنيد آرزوهاى گروهى (از بت پرستان ) را كه حقا گمراه شدند پيش از اين و گمراه كردند بسيارى (از مردم ) را و ثابت بودند بر گمراهى (بعد از بعثت خاتم پيامبران ) از راه راست

78-لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ

لعنت كرده شدند آنانكه كفر ورزيدند از بنى اسرائيل بزبان داود (پيامبر) و (بزبان ) عيسى پسر مريم اين (لعن ) بسزاى آمده بود كه نافرمانى كردند و پيوسته تجاوز مى كردند

79-كَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ

مردمى بودند كه نهى نمى كردند يكديگر را از كردار زشتى كه ميكردند آنرا بخدا سوگند بدكارى است آنچه ايشان مى كنند

80-تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ

مى بينى بسيارى از ايشان را كه دوستى مى كنند با كسانى كه كافر شدند به خدا سوگند بد چيزى است آنچه از پيش فرستاده است براى ايشان نفسهاى ايشان براى اينكه خشم گرفت خدا بر ايشان و در عذاب دوزخ ايشان پيوسته مى مانند

81-وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء وَلَـكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ

و اگر اهل كتاب (از روى حقيقت ) ايمان آورده بودند بخدا و پيغمبر و قرآنى كه فرود آمده است به پيامبر نمى گرفتند كافران را دوست خود وليكن بسيارى از ايشان بيرون روندگانند از دائره ايمان

82-لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ

بخدا سوگند مى يابى سخترين مردم را از نظر دشمنى با كسانى كه ايمان آورده ايد يهودان و آنان را كه شرك آورده اند و بخدا سوگند مى يابى نزديكترين مردم را از نظر دوستى با كسانى كه ايمان آورده اند آنانرا كه مى گويند ما ترسايانيم اين نزديكى از نظر مودت بواسطه آن است كه بعضى از ايشان دانايان و عابدان صومعه نشينند و آنكه ايشان گردن كشى نمى كند

83-وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ

و آندم كه ترسايان بشنوند قرآنى كه فرود آمده است به پيغمبر مى بينى چشمهاى ايشان را كه پر مى شود از اشك از آنچه شناخته اند از سخن راست در آنحال كه مى گويند پروردگارا ايمان آورديم پس بنويس ‍ ما را با گواهان (با پيغمبر و پيروانش كه گواهى به حق داده اند)

84-وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ

چيست ما را كه ايمان نياريم بخدا و آنچه آمد براى ما از حق و حال آنكه طمع داريم آنكه در آورد ما را (در بهشت ) پروردگارمان با گروه نيكوكاران

85-فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ

و پاداششان داد خدا به آنچه گفتند بوستانهايى كه جارى است از زير (قصرها يا درختان ) آن جويهاى آب در حاليكه جاويدان باشند در آن و اين پاداش نيكوكاران است

86-وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ

و آنانكه كافر شدند و دروغ پنداشتند آيه هاى ما را آنگروه (نافرمان ) ملازم دوزخند

87-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد حرام نكنيد (بر خود) چيزهاى پاكيزه را كه حلال گردانيده خدا براى شما و (از حدود الهى ) تجاوز نكنيد زيرا خدا دوست نمى دارد تجاوز كنندگان را

88-وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ

و بخوريد از آنچه روزى داده است شما را خداى در حالى كه حلال و پاكيزه باشد و بترسيد از خدائى كه شما بدو گرويده ايد

89-لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَـكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ

كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

نگيرد شما را خدا بسوگندهاى بيهوده شما وليكن مى گيرد شما را به بستن شما سوگندها را (بقصد) پس كفاره شكستن آن خوراك دادن ده مسكين است از غذاهاى متوسطى كه مى خورانيد بخانواده خود يا پوشانيدن ده مسكين است يا آزاد كردن ده بنده است پس هركه نيابد يكى از اين كفاره ها را) پس (كفاره آن روزه داشتن سه روز است اين (كه گفتيم ) كفاره سوگندهاى شماست هرگاه سوگند خوريد (و بشكنيد) و نگاهداريد سوگندهاى خود را (از شكستن ) همچنين بيان مى كند خدا براى شما آيه هاى خود را تا آنكه شما سپاسگذارى كنيد

90-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

اى آنانكه ايمان آورده ايد بى گفتگو مى و قمار و بتان (كه براى پرستش نصب كرده اند) و تيرها (كه به آن قمار مى كردند) پليد و از كردار شيطان است پس اجتناب كنيد از اين پليديها تا آنكه شما رستگار شويد

91-إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ

بى گفتگو مى خواهد شيطان آنكه افكند ميان شما دشمنى و كينه را در آشاميدن مى و (قمار) باختن و باز دارد شما را از ياد كردن خدا و از گذاردن نماز آيا شما (از اين منكرات ) باز ايستادگان هستيد

92-وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ

و فرمان بريد خداى را و اطاعت كنيد رسول (خدا) را و حذر كنيد (از نافرمانى ) و اگر روى برگردانيد بدانيد آنكه چيزى كه بعهده رسول ماست رسانيدن آشكارا است

93-لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّأَحْسَنُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

نيست بر آنانكه ايمان آورده اند و كرده اند كارهاى شايسته گناهى در آنچه خورده اند (قبل از نزول آيه تحريم ) هرگاه بپرهيزند (از محرمات ) و ايمان آورند و بكنند كارهاى نيكو و در تقوى ثابت باشند و بر ايمان ثابت باشند و پرهيزكار باشند و نيكوئى كرده باشند و خدا دوست دارد نيكوكاران را

94-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّهُ بِشَيْءٍ مِّنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللّهُ مَن يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده ايد سوگند ياد مى كنم كه امتحان مى كند شما را خدا بپاره اى از شكار (در حال احرام ) در حاليكه مى رسد بدان شكار دستهاى شما و نيزه هاى شما تا معلوم كند خدا كسى را كه مى ترسد از او در پنهانى پس هركه تجاوز كند از پس اين آزمايش او را عذابى دردناك است

95-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ

أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَو عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ

اى آنانكه ايمان آورده ايد نكنيد شكار (وحشى ) در حاليكه شما مُحْرم باشيد (به حج يا عمره ) و هركه بكشد آنرا از شما در حاليكه بداند محرم است بعهده او قربانى كردن حيوانى است مانند آنچه كشته از چهارپايان كه داورى كنند بدان (مماثل ) دو تن دادگر از خودتان در حاليكه قربانى باشد كه به كعبه برند يا بعهده اوست كفاره آن شكار خوراك دادن چند مسكين است يا برابر آن طعام ميدهد روزه داشتن است تا بچشد كشنده صيد كيفر كار خودش را در ميگذرد خدا از آنچه گذشته است و كسى كه (بكشتن شكار) برگردد انتقام مى گيرد خدا از او و خدا غالب (در حكم خود) و انتقام گير است

96-أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ

حلال شد براى شما (خواه مُحلّ باشيد خواه محرم ) شكار دريا و خوردن آن از نظر برخوردارى شما و نيز رهگذرها (كه توشه خود سازند) و حرام شده است براى شما شكار صحرا ماداميكه در (حال ) احراميد و بترسيد از خدائى كه بسوى او محشور مى شويد شما

97-جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِّلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلاَئِدَ ذَلِكَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَأَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

گردانيد خدا كعبه را كه خانه محترم است سبب قوام (دنيا و آخرت ) مردم و (نيز) ماه حرام را و قربانى را و چهارپايان و قلاده دار را (كه مى رانند تا در حج بكشند) آنچه گفتيم تا بدانيد آنكه خدا ميداند آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و آنكه خدا به همه چيز داناست

98-اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

بدانيد آنكه خدا بشدت عقوبت كننده است و آنكه خدا آمرزگار و مهربان است

99-مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ

نيست بعهده رسول خدا مگر رسانيدن (احكام ) و خدا مى داند آنچه را آشكار مى سازيد و آنچه را نهان مى داريد

100-قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

(اى پيامبر) بگو مساوى نيست پليد و پاك و اگر چه به شگفت آورد ترا بسيارى پليد بترسيد از خدا (در حلال شمردن محرمات اى خردمندان تا آنكه شما رستگار شويد

101-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللّهُ عَنْهَا وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ

اى آنانكه ايمان آورده ايد نپرسيد از چيزها (از مطالبى ) كه اگر (جواب آن ) آشكار شود براى شما بد حال مى كند شما را و اگر بپرسيد از آن چيزها هنگام فرود آمدن قرآن آشكار مى شود براى شما و عفو كرد خدا از آن سؤ الها و خدا آمرزگار و بردبار است

102-قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَافِرِينَ

بيقين پرسيدند از آنچيزها گروهى پيش از شما سپس گشتند بسبب آن سؤ الها كافر

103-مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ وَلَـكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ

قرار نداده است خدا (حرمت خوردن هيچ چيز را) از بحيره و نه سائبه و نه وصيله و نه حام (براى ترجمه و معانى اين الفاظ به حاشيه رجوع شود) وليكن آنانكه كافر شدند مى بندند بر خدا دروغ را (كه تحريم را بدو نسبت مى دهند) و بيشتر ايشان به خرد در نمى يابند

104-وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ

و آندم كه گفته شود بديشان بيائيد بسوى چيزى كه فرستاده است خدا و بسوى پيغمبر گويند بس است ما را آنچه يافته ايم بر آن پدران خود را آيا (تقليد مى كنند) اگر چه باشند پدرانشان كه نمى دانند چيزى را و نه راه يافته باشند

105-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

اى آنانكه ايمان آورده ايد بر شما باد نگهدارى نفس خويشتن زيان نرساند بشما آنكس كه گمراه شد چون شما راه يافته باشيد تنها بسوى خداست بازگشتن همه شما پس خبر خواهد كرد شما را به آنچه همواره مى كرديد

106-يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ

فَأَصَابَتْكُم مُّصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِن بَعْدِ الصَّلاَةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاَ نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلاَ نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللّهِ إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الآثِمِينَ

اى آنان كه ايمان آورده ايد گواه گرفتن (معتبر) ميان خودتان آندم كه فرا رسد يكى از شما را مرگ بهنگام وصيت كردن گواه گرفتن دو تن دادگر از خودتان است يا دو تن ديگرى از غير كيش خودتان اگر سفر كرديد در اطراف زمين و رسيد بشما حادثه مرگ در حاليكه نگهداريد آندو تن گواه ذمى را از پس نماز (عصر) و سوگند ياد كنند بخدا اگر شك داريد (در درستى گواه آنان ) به آنكه نمى خريم به اين سوگند بهاى اندك را و اگر (مشهودله ) خويشاوند باشد و نمى پوشانيم گواهى خدا را (اگر كتمان كنيم ) بى ترديد ما در آن هنگام از جمله بزهكاران باشيم

107-فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يِقُومَانُ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا
وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ

و اگر اطلاع حاصل شد بر آنكه آندو گواه خيانت كرده اند پس دو گواه ديگر برخيزند بجاى آندو خائن از آنانكه به ميّت و ميراث او اوليترند و سوگند ياد كنند بخداى (مضمون آنكه ) گواهى ما (بر دروغ و خيانت ايشان ) بحق نزديكتر است از گواهى ايشان (بر امر وصيّت ) و از حد در نگذشته ايم (در اين گواهى ) البته ما آنهنگام از ستمكاران باشيم

108-ذَلِكَ أَدْنَى أَن يَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللّهَ وَاسْمَعُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ

اين (قسم دادن گواه ) نزديكتر است باينكه گواهان بيايند به گواهى دادن بر وجهى كه حق آن است يا نزديكتر است به اينكه بترسند از آنكه رد شود سوگند بر اولياى ميت بعد از سوگند آندو ذمّى و بترسيد از خدا و بشنويد (فرمانش را) و خدا راه ننمايد گروه نافرمانان را

109-يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ

(بياد آور) روزى را كه گرد آورد خداى پيمبران را پس گويد (بديشان ) چيست آنچه امّتان بشما پاسخ دادند (پيمبران ) گويند هيچ دانشى نيست ما را زيرا تو خود داناى پوشيده هائى (و مى دانى كه آنها چه كردند با ما در ظاهر و چه در دل نهان داشتند)

110-إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ

وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِىءُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى

بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ

(بياد آور) چون خدا (روز رستاخيز) مى گويد اى عيسى بن مريم ياد كن نعمت مرا كه بر تو و بر مادرت ارزانى داشتم آندم كه تقويت كردم ترا به جبرئيل در حاليكه سخن مى گفتى با مردم در گهواره و هنگام كهولت ونيز ياد كن زمانى كه آموختم به تو كتاب و حكمت و تورات و انجيل را و نيز ياد كن زمانى را كه مى ساختى از گِل مانند پيكر پرنده اى به فرمان من و مى دميدى در آن پس مى گرديد آن گِل (مصور) مرغى زنده به فرمان من و شفا مى دادى كور مادر زاد را و پيس را به فرمان من و نيز ياد كن زمانى را كه بيرون مى آوردى مردگان را به فرمان من و نيز ياد كن زمانى را كه بازداشتم (شرِّ) بنى اسرائيل را از تو آندم كه آمده بودى بسويشان با معجزها پس گفتند آنانكه كافر شدند از بنى اسرائيل نيست اين (كه عيسى آورده ) جز جادوئى آشكارا

111-وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ

(اى عيسى ) ياد كن زمانى را كه وحى كردم به حواريّون كه ايمان آوريد به من و به فرستاده من گفتند ايمان آورديم و گواه باش به اينكه ما (در برابر فرمان خدا) تسليم شدگانيم

112-إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

ياد كن زمانى را كه گفتند حواريّون اى عيسى بن مريم آيا حكمت پروردگارت راه دهد كه فرود آورد براى ما سفره خوراكى از آسمان عيسى گفت بترسيد از خدا (و سؤ ال بيجا مكنيد) اگر شما مؤ من هستيد

113-قَالُواْ نُرِيدُ أَن نَّأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَن قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ

حواريون گفتند كه مى خواهيم كه بخوريم طعامى از آن مائده و آرام گيرد دلهاى ما و بدانيم كه حقّا راست گفتى با ما (در آنكه هر چه از خدا بخواهيد بشما مى دهد) و باشيم بر آن مائده از گواهان

114-قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ

گفت عيسى بن مريم بار خدايا پروردگارا فرو فرست بر ما مائده اى از آسمان كه تا باشد روز نزول مائده ما را عيدى براى اهل زمان ما و هركه از پس ‍ ما مى آيد و تا باشد آن مائده معجزه اى از تو و روزى ده ما را و تو بهترين روزى دهندگانى

115-قَالَ اللّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لاَّ أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِينَ

گفت خدا كه من بى ترديد نازل كننده ام اين خوان طعام را بر شما و هركه كافر شود بعد از نزول مائده از شما البته من عذاب كنم او را عذابى كه عذاب نكنم آن نوع عذاب هيچيك از جهانيان را

116-وَإِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ

إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ

و ياد كن زمانى را كه گويد خدا اى عيسى پسر مريم آيا تو گفتى بمردم كه بگيريد مرا و مادرم (مريم ) را دو معبود بغير از خدا عيسى گويد پاكى و بى عيبى توراست نسزد (و نشايد) مرا آنكه بگويم مرا سزاوار نباشد اگر بوده ام كه گفته ام آنرا قطعا دانسته اى آنرا مى دانى آنچه در نهاد من است و نمى دانم آنچه در ذات (در نزد) تو است زيرا تو خود داناى پوشيده هائى

117-مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

نگفته ام بديشان مگر آنچه امر كردى مرا بگفتن آن (و گفتم ) به اينكه بپرستيد خدائى را كه پروردگار من و پروردگار شما است و بودم بر (كردار) ايشان گواه ماداميكه بودم در ميان ايشان و آنهنگام كه برگرفتى مرا (و بآسمان بردى ) بودى تو نگهبان بر ايشان و تو بر همه چيز گواهى

118-إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

اگر عذابشان كنى البته ايشان بندگان تواند و اگر بيامرزى ايشان را البته تو خود غالب درست كردارى

119-قَالَ اللّهُ هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

گويد خدا اين روز رستاخيز روزيست كه سود مى رساند راستگوئيشان براى ايشان بوستانهائيست كه مى رود از زير (قصرها و درختان ) آن جويهاى آب در حاليكه جاويد باشند در آن هميشه خوشنود باشد خدا از ايشان و خوشنود باشند ايشان از خدا اين رستگارى بزرگ است

120-لِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

تنها از آن خداست پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست و او بر همه چيزها توانا است