سوره انفال - سوره 8 - تعداد آيات 75 |
|
بسم الله الرحمن الرحيم
(1)
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
مى پرسند ترا از انفال (از بهره هاى جنگى ) بگو آنها تنها از آن خدا و پيغمبر است پس
بترسيد (درباره آنها) از خدا و اصلاح كنيد ميان خودتان و فرمان بريد خدا و فرستاده او
را (راجع به غنيمت ها و غيره ) اگر هستيد ايمان آورنده
(2)
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
فقط مؤ منان آگاه آنانند كه هرگه (در پيش ايشان ) برده شد نام خدا بترسد دلهاى
ايشان و چون خوانده شود بر ايشان آيت هاى خدا آن آيات بيفزايد ايمانشان را و تنها بر
پروردگار خويش توكل مى كنند
(3)
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
(اين مؤ منان ) آنانند كه بپا مى دارند نماز را و از آنچه روزى داده ايم ايشان را انفاق مى كنند
(4)
أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ
تنها آنگروه (كه داراى اين صفات اند) مؤ من اند با ايمانى درست براى ايشان مرتبه
هائى است نزد پروردگارشان و آمرزشى و روزى بزرگ
(5)
كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ
همچنانكه بيرون آورد ترا پروردگارت از خانه تو (كه مدينه است براى جنگ با كفار) و
البته گروهى از مؤ منان (از رفتن به بدر) كراهت داشتند
(6)
يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ
مسلمانان ستيزه مى كنند با تو در (اختيار) حق بعد از آنكه (ظفر يافتنشان ) روشن شده
بود گوئيا رانده مى شوند بسوى مرگ و ايشان (به مرگ و علائم آن ) مى نگرند
(7)
وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتِيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ
و (بياد آر) آنگه كه وعده داد شما را خدا بيكى از دو گروه (كاروان يا لشكر كفار) كه آن
از آن شما خواهد بود و دوست داشتيد كه كاروان بى سلاح و شوكت باشد از آن شما و مى
خواهد خدا كه ثابت گرداند حق (دين اسلام ) را بكلمات خود (به وعده هاى فتح و ظفر كه
داده ) و بر كند بنياد كافران را
(8)
لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ
تا سرانجام ثابت كند حق را و آشكار سازد باطل (كفر و شرك ) را و اگر چه نخواهند
(آنرا) كافران
(9)
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُرْدِفِينَ
(بياد آر) روزى را كه فريادرس خواستيد از پروردگارتان و خدا اجابت كرد شما را كه
من مدد كننده ام شما را به هزار تن از فرشتگان در حاليكه آنها را فرشتگانى ديگر از
پى در آينده اند
(10)
وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
و قرار نداد آن مدد فرستادن را خدا به منظور مژدگانى و تا آرام گيرد بدان دلهاى شما
و نيست ظفر يافتن مگر از نزد خدا زيرا خدا غالب و درست كردار است
(11)
إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ
(ياد كنيد) زمانى را كه فرو پوشانيد در شما خواب سبك را بمنظور امانى از خدا و خدا
فرود آورد از آسمان (از ابر) آبى تا پاك گرداند شما را بدان (از حدث و جنابت ) و
ببرد از شما وسوسه شيطان را و تا ببندد بر دلهاى شما (اميدوارى بلطفش را و تا
استوار نمايد به آن باران قدمها را (بر سر ريگها)
(12)
إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ
(بياد آر) زمانى را كه وحى كرد پروردگارت به فرشتگان كه من (در يارى دادن مؤ منان
) با شمايم پس استوار داريد آنان را كه گرويدند بزودى بيفكنم در دلهاى آنانكه
كافر شدند بيم (از مؤ منان ) را پس بزنيد اى فرشتگان فراز گردنها را (سرهاى
كفار) را و بزنيد از ايشان نيز همه انگشتان (يا همه اطراف بدن ) را
(13)
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
اين بخاطر آن است كه مخالفت كردند با خدا و رسولش و هركه مخالفت كند با خدا و
رسولش البته خدا سخت عقوبت است
(14)
ذَلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّارِ
اين كيفر شماست (در دنيا) پس بچشيد آن را و اينكه براى كافران شكنجه آتش است
(15)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ
اى آنان كه ايمان آورده ايد هرگاه روبرو شديد با آنانكه كافر شدند در حاليكه براى
نبرد با شما به آرامى نزديك مى شوند پشت به ايشان نكنيد
(16)
وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ
و هركه بگرداند به ايشان در روز نبرد پشت خود را مگر كسى كه
ميل كننده باشد به طرفى براى مصالح جنگ يا پناه جو باشد بسوى گروهى حقا
بازگشت به خشمى از خدا و جايگاه او دوزخ است و بد جاى باز گشتى است دوزخ
(17)
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَـكِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
(اگر به كشتن قريش افتخار مى كنيد) نكشيد شما ايشان را وليكن خدا كشتشان (آن
سنگريزه ها را) تو نيفكندى آنگه كه افكندى وليكن خدا افكند (اين كار را كرد تا حق
آشكار گردد) و تا بيازمايد مؤ منان را از جانب خو آزمايشى نيكو (يا نعمت دهد ايشان را از
خود نعمتى نكو) زيرا خدا شنوا و داناست
(18)
ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ
اين است كار كه ديديد و نيز آنكه خدا سست كننده حيله كافران است
(19)
إِن تَسْتَفْتِحُواْ فَقَدْ جَاءكُمُ الْفَتْحُ وَإِن تَنتَهُواْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَعُودُواْ نَعُدْ وَلَن تُغْنِيَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ
اگر پيروزى خواستيد (شما كافران هنگام خروج از مكه ) حقا آمد بشما پيروزى (آن دين
كه نزد من محبوب تر است ) و اگر (از كفر) باز ايستيد آن بهتر است براى شما و اگر
باز گرديد باز گرديم (به يارى مؤ منان ) و هرگز دفع نكند از شما جمعيت شما چيزى
(از بليات ) و اگر چه بسيار باشند و براى آنكه خدا با مؤ منان است
(20)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ
اى آنانكه ايمان آورده ايد فرمان بريد خدا و فرستاده او را و روى بر متابيد از
رسول خدا و حال آنكه شما مى شنويد (مواعظه قرآن را)
(21)
وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ
و زنهار مباشيد مانند كسانى كه گفتند شنيديم و
حال آنكه ايشان نمى شنوند
(22)
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ
البته بدترين جنبندگان نزد خدا كرانند (از شنوائى حق ) گنگانند (از گفتن حق ) آنانكه
در نمى يابند (حق را)
(23)
وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ
و اگر مى دانست خدا در مشركان نيكوئى را بيگمان شنوا مى كرد ايشان را و اگر شنوا مى
كردشان البته بر مى گشتند و ايشان روى گردانند (از پذيرفتن حق )
(24)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
اى كسانى كه ايمان آورده ايد اجابت كنيد خدا و فرستاده او را آنگه كه پيغمبر بخواند
شما را به آن چيزى كه زنده گردانيد شما را و بدانيد كه خدا واسطه مى شود ميان آدمى
و دلش و نيز بدانيد اين را كه بسوى او محشور مى شويد
(25)
وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
و بترسيد از فتنه اى (از گناهى كه اگر انتقام آن بيايد) نمى رسد به كسانى كه ستم
كرده اند از شما تنها (بلكه آثار بد و شاءمت آن دامنگير همه امت مى شود) و بدانيد كه خدا
سخت عقوبت است
(26)
وَاذْكُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
و ياد كنيد (اى مهاجران ) زمانى را كه شما مردمى اندك بوديد ناتوان شمردگان در (سر)
زمين مكه (كفار ناتوانتان كرده بودند) مى ترسيديد كه بربايند شما را مردم (كفار
قريش ) پس جاى داد شما را (در مدينه ) و نيرو داد شما را بيارى دادن خود (در جنگ بدر) و
روزى داد شما را از پاكيزه ها (از غنيمتهاى جنگى ) تا آنكه شما سپاسگزارى كنيد
(27)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ
اى آنانكه ايمان آورده ايد خيانت (مخالفت پنهانى ) نكنيد با خدا و پيغمبرش و خيانت نكنيد
در سپرده هاى خود و حال آنكه شما مى دانيد
(28)
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ
و بدانيد كه مالهاى شما و فرزندانتان بليتى است (كه دوستى آنان شما را بخيانت وادار
مى كند) و آنكه خدا نزد او پاداشى بزرگ است
(29)
يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
اى آنانكه ايمان آورده ايد اگر بترسيد از (نافرمانى ) خدا قرار مى دهد براى شما
هدايتى كه ميان حق و باطل جدائى افكنيد و بپوشاند از شما گناهانتان را و بيامرزد شما
را و خدا داراى فضل بزرگ است
(30)
وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ
و (بياد آر) زمانى را كه كفار قريش (به منظور بى نتيجه كردن دعوت تو) حيله مى
كردند با تو تا حبس كنندت يا بكشند ترا يا بيرونت كنند (از مكه ) و ايشان حيله مى كنند
و خدا حيله (ايشان ) را تلافى مى كند و خدا بهترين (كيفر دهنده ) حيله گران است
(31)
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَـذَا إِنْ هَـذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ
و هنگامى كه خوانده شود بر ايشان آيه هاى ما گويند البته (اين كلام را) شنيديم البته
اگر بخواهيم بى شك مى گوئيم ما نيز مانند اين را نيست اين قرآن جز قصه اى كه
پيشينيان نوشته اند
(32)
وَإِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَـذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاء أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
و (بياد آر) زمانى را كه گفتند بار خدايا اگر اين همان دين حق است كه از نزد تو است
پس به باران بر سر ما سنگى از آسمان (چنانچه بر اصحاب
فيل بارانيدى ) يا بياور براى ما عذابى دردناك
(33)
وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
و روش خدا نيست كه عذاب كند ايشان را در حاليكه تو در ميان ايشان هستى و نيست خداى
عذاب كنند ايشان در حاليكه ايشان استغفار مى كنند
(34)
وَمَا لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُواْ أَوْلِيَاءهُ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ
و چه باعث شده ايشان را كه عذابشان نكند خدا و
حال آنكه ايشان باز مى دارند (مردم را) از مسجدالحرام و نيستند مشركان متوليان آن مسجد و
نيستند سزاوار توليت آن خانه مگر پرهيزكاران وليكن بيشترشان نمى دانند (كه
سرپرستى آن خانه حق ايشان نيست )
(35)
وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكَاء وَتَصْدِيَةً فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ
و نبود نماز خواندن و پرستش مشركان نزد خانه خدا مگر سوت زدن و دست بر دست
كوفتن پس بچشيد عذاب را بكيفر آنكه پيوسته كفر مى ورزيديد
(36)
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ
البته آنانكه كفر ورزيدند انفاق مى كنند اموالشان را (در پيكار با مسلمانان ) تا باز
دارند (مردم را) از راه خدا بزودى انفاق مى كنند آن را پس باشد آن انفاق (در پايان اين
كار) بر ايشان پشيمانى سپس شكست مى خورند و آنانكه كافر شدند بسوى دوزخ محشور
مى شوند
(37)
لِيَمِيزَ اللّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىَ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ
(اين شكست خوردن ) براى آن است كه تا خدا جدا سازد ناپاك را از پاك و تا قرار دهد
برخى را بر بالاى برخى و انباشته كند همه را پس در آرد ناپاكان را در دوزخ تنها آن
گروه زيانكارانند (بخويشتن و اموالشان )
(38)
قُل لِلَّذِينَ كَفَرُواْ إِن يَنتَهُواْ يُغَفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُواْ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينِ
بگو به آنانكه كافر شدند اگر (از نافرمانى ) باز ايستند آمرزيده شود براى ايشان
گناهان گذشته و اگر (به پيكار) باز گردند البته گذشته است (درباره ايشان )
طريقه پيشينيان
(39)
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
و نبرد كنيد با كافران تا آنكه نباشد فتنه (انگيزى و شرك ) و باشد دين همه آن براى
خدا و اگر (از نافرمانى ) باز ايستند البته خدا به آنچه مى كنند بيناست
(40)
وَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَوْلاَكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
و اگر روى برتافتند بدانيد كه خدا سرپرست و ياور شماست او نيكو سرپرست و
نيكو ياور است
(41)
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا
و بدانيد آنچه بدست آوريد از هر چيزى (از غنائم جنگى يا از راه تجارت و غير آن ) براى
خداست پنج يك آن و براى رسول و براى نزديكان (امام و قائم مقامش ) و يتيمان و
تهيدستان و راه ماندگان (سادات ) است اگر ايمان آورده ايد بخدا و آنچه
نازل كرده ايم بر بنده خود روز جدا شدن حق از
باطل روزى كه روبرو شدند دو گروه و خدا بر همه چيز تواناست
(42)
إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدتَّمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَـكِن لِّيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولاً
(بخاطر بياور) زمانى را كه شما (دربدر) بوادى نزديكتر به مدينه بوديد و دشمنان در
وادى دورتر از مدينه بودند و كاروان (ابوسفيان ) پائين تر از مكان شما بودند و اگر
با مشركان وعده كرده بوديد اختلاف مى كرديد در وعده گاه ولكن (اين صورت نگرفت )
تا بگذراند خدا شوكت اسلام را كه شدنى بود بمنظور آنكه نابود شود هركه نابود
مى شود از روى دليل روشن و تا زنده بماند كسى زنده مانده است از روى دليلى هويدا و
براستى خدا شنوا و داناست
(43)
إِذْ يُرِيكَهُمُ اللّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَـكِنَّ اللّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
(بياد آر) زمانى را كه خدا بنماياند به تو لشكر قريش را خواب اندكى و اگر مى
نماياند به تو ايشان را فزون قطعا بد دل مى شديد و نزاع مى كرديد در كار نبرد (كه
آيا جنگ كنيم يا بگريزيم ) ولكن خدا (شما را) سلامت داشت زيرا او داناست به آنچه در
سينه هاست
(44)
وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ
و نيز آن را كه بنماياند بشما دشمنان را آنگه كه ملاقات كرديد در ديدگانتان اندك و
اندك نمود شما را در ديدگان ايشان تا نگذراند خدا كارى (شوكت اسلام ) را كه شدنى
بود و تنها بسوى خدا باز گردانيده مى شود كارها
(45)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ
اى كسانى كه ايمان آورده ايد هرگاه ملاقات كرديد گروهى را (كه قصد پيكار با شما
دارند) پس پايدارى كنيد و ياد كنيد خدا را بسيار تا آنكه شما پيروزى يابيد
(46)
وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
و فرمان بريد خدا و فرستاده او را و (به هنگام كارزار) با يكديگر نزاع مكنيد تا از آن
نزاع بد دل شويد و برود دولت و نيروى شما و (در برابر دشمن ) شكيبائى ورزيد كه
خدا با شكيبايان است
(47)
وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَرِئَاء النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَاللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ
و زنهار مباشيد مانند آنانكه مانند آنانكه بيرون آمدند از ديارشان (از مكه ) در حاليكه
سركشى مى كنند و خود را به مردم خوب نشان مى دهند و باز مى دارند (مردم را) از راه خدا
و خدا بدانچه مى كنند احاطه علمى دارد
(48)
وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ
و (بياد آريد) زمانى را كه بياراست براى مشركان شيطان عملهاى ايشان را و گفت نيست
چيره شونده بر شما از مردم و من پناهنده ام شما را (از آسيب مسلمانان ) پس آن هنگام كه
بديدند دو لشكر يكديگر را شيطان برگشت بطريق قهقرى و گفت البته من بيزارم از
شما زيرا من مى بينم آنچه (فرشتگان ) را كه شما نمى بينيد البته من مى ترسم از خدا
و خدا سخت عقوبت است
(49)
إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَـؤُلاء دِينُهُمْ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
اين را نيز كه مى گفتند منافقان و نيز آنانكه در دلهاى ايشان بيمارى (ترديد) بود
مغرور كرد مؤ منان را دينشان (كه اقدام به خطر مى كنند) و هركه
توكل بر خدا كند البته خدا غالب و درست كردار است
(50)
وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُواْ الْمَلآئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ
اگر مى ديدى آن دم كه مى گرفتند جان آنان را كه نگرويدند فرشتگان در حاليكه مى
زدند بر رويهاى ايشان و پستهاى ايشان و (مى گفتند) بچشيد عذاب سوزان را
(51)
ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ
و اين به سزاى آن گناهانى است كه از پيش فرستاده است و دستهاى شما و آنكه خدا نيست
ستم كننده به بندگان
(52)
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ
(روش مشركان ) مانند روش فرعونيان و آنانكه پيش از ايشان بوده اند مى باشد كافر
شدند به آيه هاى خدا پس گرفتشان خدا بواسطه گناهانشان زيرا خدا نيرومند و سخت
عقوبت است
(53)
ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
اين (گرفتن خدا پيشينيان را) بواسطه آن است كه خدا نبود تغيير دهنده نعمتى را كه
ارزانى داشته بر قومى تا آنگه كه آن گروه تغيير دهند آنچه در نهاد ايشان است (از
اخلاق نيكو) و البته خدا شنوا و داناست
(54)
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُواْ بآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَونَ وَكُلٌّ كَانُواْ ظَالِمِينَ
(عادت مشركان ) همچون عادت فرعونيان و آنانكه پيش از ايشان بودند دروغ پنداشتند
نشانه هاى پروردگار خود را و نابودشان كرديم بسزاى گناهانشان و غرق كرديم
فرعونيان را و همه هلاك شدگان بودند ستمكار (بخويشتن )
(55)
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ
البته بدترين جنبندگان نزد خدا آنانند كه بر كفر خود ثابت قدم اند پس آنها ايمان
نخواهند آورد
(56)
الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لاَ يَتَّقُونَ
(بدترين جنبندگان ) آنانند كه پيمان گرفته اى از بعضى شان سپس مى شكنند
پيمانشان را در هر دفعه اى و ايشان (از آثار شوم پيمان شكنى ) نمى ترسند
(57)
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ
و اگر ظفر يافتى به پيمان شكنان در كارزار پس پراكنده كن بوسيله سخت گيرى بر
ايشان كسانى را كه از پس ايشان فرا رسند تا آنكه رمندگان پند گيرند
(58)
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاء إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الخَائِنِينَ
و اگر بيمناك شدى از گروهى شكستن عهد را پس بيفكن بسويشان (آن عهدنامه را) تا
برابر هم شويد زيرا خدا دوست ندارد خيانت كاران را
(59)
وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَبَقُواْ إِنَّهُمْ لاَ يُعْجِزُونَ
و نپندارند آنانكه كافر شدند كه (بر فرمان ما) پيشى گرفته اند زيرا ايشان (ما را از
شكنجه دادن ) عاجز نمى كنند
(60)
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن
و آماده كنيد براى مشركان هر چه توانيد از نيرو و اسبان بر آخور بسته شد تا
بترسانيد بدان آمادگى دشمن خدا را و دشمن خود را (كه كفار مكه اند) و نيز دشمنان ديگر
را غير از كفار مكه كه نمى شناسيد ايشان را (به نفاق ) خدا مى شناسدشان و آنچه انفاق
مى كنيد از هر چيزى در راه خدا تمام پرداخت خواهد شد بشما و شما ستمديده نخواهيد شد
(61)
وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
و اگر مشركان ميل كنند بمصالحه پس تو نيز
ميل كن بمصالحه و توكل كن بر خدا زيرا تنها او شنوا و داناست
(62)
وَإِن يُرِيدُواْ أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللّهُ هُوَ الَّذِيَ أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ
و اگر بخواهند (به اظهار مصالحه ) فريب دهند ترا بى تريد بس است ترا خدا او آن
خدائى است كه نيرو داد ترا بيارى كردن خود و به مؤ منان
(63)
وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
و خدا دوستى افكند ميان دلهاى ايشان و اگر خرج مى كردى همه آنچه در روى زمين است
نمى توانستى الفت افكنى ميان دلهاى ايشان وليكن خدا (ببركت اسلام ) محبت افكند ميان
ايشان زيرا او غالب و درست كردار است
(64)
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
اى پيامبر بس است ترا خدا و آنان كه پيروى كرده اند ترا از مؤ منان
(65)
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ
اى پيامبر ترغيب كن مؤ منان را بر كارزار كردند (با كفار) و اگر باشد از شما بيست تن
شكيبا (در معركه كارزار) پيروز خواهند شد بر دويست تن (از دشمنان ) و اگر باشد از
شما صد تن پيروز شوند بر هزار تن از آنانكه كفر ورزيدند بواسطه آنكه ايشان
گروهى اند كه نمى فهمند
(66)
الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ
اكنون (اين حكم گرانبار شما را) سبك كرد خدا از شما و دانست آنكه در شما ضعف (در ايمان
) است پس اگر باشد از شما صد تن شكيبا (بر كارزار) پيروز خواهند شد بر دويست تن
و اگر باشند از شما هزار تن (شكيبا بر جهاد) پيروز خواهند شد بر دو هزار تن بفرمان
خدا و خدا با شكيبايانست
(67)
مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
نسزد هيچ پيغمبرى را كه باشد او را اسيران (كه از ايشان فدا گيرد) تا آنگاه كه
بسيار بكشند از ايشان در زمين شما مى خواهيد متاع دنيا را و خدا مى خواهد (براى شما
پاداش ) آخرت را و خدا غالب و درست كردار است
(68)
لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ
اگر نبود فرمانى از ناحيه خدا كه پيشى گرفته (كه
اهل بدر را عذاب نكند) البته مى رسيد بشما درباره اسيرانى كه گرفتيد عذابى بزرگ
(69)
فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
پس بخوريد از آنچه غنيمت گرفته ايد در حاليكه (آن فدا)
حلال و پاك است و بترسيد از (نافرمانى خدا) زيرا خدا آمرزگار و مهربان است
(70)
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّمَن فِي أَيْدِيكُم مِّنَ الأَسْرَى إِن يَعْلَمِ اللّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِّمَّا أُخِذَ مِنكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
اى پيغمبر بگو كسانى كه در دست شمايند از اسيران (غزوه بدر) اگر بداند خدا در
دلهاى شما خيرى (ايمان و اخلاص ) را بدهد به شما بهتر از آنچه گرفته شده از شما و
مى آمرزد شما را و خدا آمرزگار و مهربانست
(71)
وَإِن يُرِيدُواْ خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُواْ اللّهَ مِن قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
و اگر بخواهند خيانت كنند بتو بيقين خيانت كردند با خدا پيش از اين (بكفر) پس خدا مسلط
كرد ترا بر ايشان و خدا دانا و درست كردار است
(72)
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَـئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يُهَاجِرُواْ مَا
البته آنانكه گرويدند و (از مكه ) هجرت كردند و كارزار كردند با مالهاى خويش و
جانهاى خود را در راه خدا و آنانكه (در مدينه مهاجران را) جاى دادند و يارى كردند
(رسول خدا را) آن گروه برخى از ايشان ولىّ و كارساز برخى ديگريند و آنانكه
گرويدند و (از مكه ) هجرت نكردند نيست شما را از ولايت و كارسازى ايشان هيچ چيزى تا
آنگه كه (از مكه ) هجرت كنند و اگر (اين دسته ) يارى خواستند از شما درباره دين تنها
بر شما يارى كردن است مگر (آنكه خواهند براى حمله كردن ) بر گروهى كه ميان شما و
ايشان پيمانى باشد و خدا به آنچه مى كنيد بيناست
(73)
وَالَّذينَ كَفَرُواْ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَكُن فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ
و آنانكه كافر شدند برخى از ايشان دوستان برخى ديگرند و اگر نكنيد آن را (كه
فرمودم ) مى شود فتنه در زمين و فساد بزرگ خواهد شد
(74)
وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُولَـئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ
و آنانكه (از پس صلح حديبيه ) گرويدند و (از حديبيه به مدينه ) هجرت كردند و
كارزار كردند در راه خدا و آنانكه (در مدينه مهاجران را جاى دادند و يارى كردند تنها آن
گروه گرويدگانند براستى براى ايشان آمرزشى و روزى نيكو است
(75)
وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَكُمْ فَأُوْلَـئِكَ مِنكُمْ وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
و آنانكه ايمان آوردند از پس صلح (حديبيّه ) و هجرت كردند (از حديبّيه به مدينه آمدند
اين را هجرت دوم گويند) آن گروه از جمله شمايند و خويشاوندان برخى از ايشان
سزاوارترند از برخى ديگر در كتاب خدا (در ارث بردن از يكديگر) براستى خدا به
همه چيز دانا است |