سوره توبه - سوره 9 - تعداد آيات 129 |
|
(1)
بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ
(اين آيه ها كه ذكر خواهد شد) بيزارى است از خدا و
رسول او به سوى آنانكه پيمان بسته ايد با ايشان از مشركان
(2)
فَسِيحُواْ فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَأَنَّ اللّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ
پس اى مشركان بگرديد در زمين چهار ماه (از روز عيد قربان تا دهم ربيع الاخر) و بدانيد
آنكه نيستيد ناتوان كننده خدا و آنكه خدا رسوا كننده كافران است
(3)
وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأَكْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ
و (اين آيات ) اعلامى است از جانب خدا و فرستاده او به سوى مردم در روز حج بزرگ (روز
عيد قربان ) آنكه خدا بيزار است از مشركان و (پيمانشان ) و
رسول او نيز (بيزار است ) پس اگر (از كفر) باز گرديد پس آن (بازگشت ) بهتر است
براى شما و اگر روى برگردانيد پس بدانيد آنكه نيستيد ناتوان كننده خدا و بشارت ده
آنان را كه كافر شدند بعذابى دردناك
(4)
إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُواْ عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّواْ إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ
(خدا و پيامبر از مشركان بيزار است ) مگر از آنانكه عهد كردى با ايشان از مشركان پس
نشكستند از (شرايط پيمان ) شما چيزى را و پشتيبانى نكردند به زبان شما يكى (از
دشمنانتان ) را پس به پايان رسانيد بديشان پيمانشان را تا سر آمدشان (كه معاهده
واقع شده ) زيرا خدا دوست دارد پرهيزكاران را
(5)
فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ
پس آندم كه به پايان رسيد ماههاى حرام پس بكشيد مشركان را (كه پيمان شما را شكسته
اند) هر كجا كه بيابيد ايشان را و بگيريد ايشان را (با سيرى ) و باز داريدشان و
بنشينيد براى (از بين بردن ) ايشان به هر كمينگاهى پس اگر باز گردند (از كفر) و
به پاى دارند نماز را و بپردازند زكات را و بگشاييد راه ايشان را (راه دهيد تا هر جا
خواهند بروند) زيرا خدا آمرزگار و مهربان است
(6)
وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْلَمُونَ
و اگر يكى از مشركان (كه سلب امنيت از او شده ) پناه خواهد از تو (تا نزد تو آيد) تا
بشنود كلام خدا را پس برسانش به محل امن او (كه ديار اوست ) اين (امان دادن به واسطه
آن است كه ايشان گروهى اند كه نمى دانند
(7)
كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِيمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ
چگونه مى باشد براى مشركان پيمانى نزد خدا و
رسول او (با آنكه شكستن پيمان را در دل خود جاى دادند) مگر آنانكه با ايشان پيمان
بسته ايد نزد مسجدالحرام پس مادامى كه ايشان (بر عهد) خود براى شما پايدارند شما
نيز پايدارى كنيد براى ايشان زيرا خدا دوست دارد پرهيزكاران را
(8)
كَيْفَ وَإِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لاَ يَرْقُبُواْ فِيكُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً يُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ
چگونه (مشركان بر عهد خود باشند) و حال آنكه اگر دست يابند بر شما رعايت نمى
كنند درباره شما خويشاوندى را و نه عهدى را خشنود مى كنند شما را به زبانهاى خود و
خوددارى دارد دلهايشان و بيشترشان فاسقند
(9)
اشْتَرَوْاْ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
و عوض كردند آيات خدا را به بهاى اندك و باز داشتند (مردم را) از راه خدا البته ايشان
بدكارى بود كه همواره مى كردند
(10)
لاَ يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ
رعايت نمى كنند درباره هيچ مؤ منى حق خويشاوندى (يا سوگند) را و نه پيمانى را و تنها
ايشان تجاوزگرند
(11)
فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
پس اگر ايشان برگردند (از كفر و ايمان آورند) و به پاى دارند نماز را و بپردازند
زكات را پس (ايشان ) برادران شمايند در دين اسلام و بيان مى كنيم آيه ها را براى
گروهى كه (آنها را) مى دانند
(12)
وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ
و اگر مشركان بشكنند پيمانهاى خود را از پس عهد كردنشان و عيب جوئى كنند در دين شما
پس بكشيد پيشوايان كفر را زيرا نيست پيمانى (درست ) براى ايشان تا آنكه ايشان (از
پيمان شكنى ) باز ايستند
(13)
أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِينَ
چرا كارزار نمى كنيد با گروهى كه شكستند پيمانهاى خود را و قصد كردند بيرون
كردن رسول (خدا) را (از مكه ) با اينكه ايشان آغاز كردند با شما (پيمان شكنى ) نخستين
بار آيا مى ترسيد از ايشان و خدا سزاوارتر است به آنكه بترسيد از او اگر هستند مؤ من
(14)
قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ
كارزار كنيد با ايشان تا عذابشان كند خدا به دستهاى شما و تا رسواشان سازد و يارى
دهد شما را بر ايشان و شفا بخشد سينه هاى گروهى از مؤ منان را
(15)
وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللّهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
و تا ببرد خشم دلهاى ايشان را و باز گردد خدا به
فضل خود بر هركه خواهد و خدا دانا و درست كردار است
(16)
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
آيا مى پنداريد كه واگذارده مى شويد (بر اين
حال كه هستيد) و حال آنكه هنوز معلوم نكرده است خدا آنانى را كه جهاد كردند از شما و
نگرفتند بجز خدا بجز خدا و بغير فرستاده خدا بدون مؤ منان دوست نهانى و خدا با خبر
است به آنچه مى كنيد
(17)
مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُواْ مَسَاجِدَ الله شَاهِدِينَ عَلَى أَنفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ
نسزد مشركان را آنكه تعمير كنند مسجدهاى خدا را (چه رسد به مسجدالحرام ) در حالى كه
گواهند بر خويشتن آن گروه تباه شد كردارهاى (نيك ) ايشان بواسطه كفرشان و در آتش
ايشان هميشه خواهند ماند
(18)
إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَـئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ
فقط تعمير مى كند مسجدهاى خدا را كسى كه ايمان آورده است به خدا و روز واپسين و به
پاى داشته نماز را و پرداخته زكات را و نترسيده است مگر از خدا پس اميد است كه آنگروه
باشند از جمله راه يافتگان
(19)
أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ
آيا قرار داده ايد آب دادن حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام را مانند
(عمل ) كسى كه ايمان آورده به خدا و روز واپسين و جهاد كرده است در راه خدا (اين دو گروه
) يكسان نيستند نزد خدا و خدا رهبرى نمى كند گروه ستمكاران (مشركان ) را
(20)
الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ
و آنانكه ايمان آوردند و (از ديار خود) هجرت كردند و جهاد كردند در راه خدا با اموالشان
و جانهاى خود بزرگترند از نظر پايه نزد خدا و تنها آن گروه (به مقاصد دو جهان )
ظفر يافته گانند
(21)
يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ
مژده مى دهد ايشان را پروردگارشان برحمتى از خود و خشنودى و بوستانهائى كه براى
ايشان در آنها نعمتهاى پايدار است
(22)
خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ
در حاليكه جاويد باشند در آن بوستانها هميشه البته خدا نزد او پاداشى بزرگ است
(23)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
اى كسانى كه ايمان آورده ايد زينهار نگيريد پدرانتان را و برادران خود را بدوستى
اگر برگزينند كفر را بر ايمان و هركه دوست بدارد ايشان را از شما (اى مؤ منان ) پس
آن گروه خود ستمكار (برخويشتن )اند
(24)
قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ
بگو (بآنانكه از هجرت به مدينه خوددارى كردند) اگر هست پدرانتان و فرزندانتان و
برادرانتان و زنانتان و خويشاوندانتان و مالهائى كه كسب كرده ايد آنرا و بازرگانى
كه مى ترسيد از ناروائى آن و خانه هائيكه مى پسنديد آنرا محبوبتر است نزد شما از
خدا و فرستاده وى از جهاد كردن در راه خدا پس انتظار بريد تا بياورد خدا فرمانش
را(درباره شما) و خدا رهبرى نمى كند گروه فاسقان را
(25)
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ
قسم به عزّتم كه يارى كرد شما را خدا در جايگاههاى بسيار (در معركه كارزار) و
(معركه نبرد) روز حنين آنگه كه بشگفت آورد شما را بسيارى لشكر شما پس دفع نكرد آن
فزونى از شما چيزى (از صولت دشمن ) را و تنگ شد بر شما آن زمين با فراخى كه
داشت پس (بر دشمن ) پشت كرديد در حاليكه هزيمت كننده بوديد
(26)
ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ
سپس فرو فرستاد خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤ منان و فرود آورد
لشكرهائى (از فرشتگان ) كه نديديد شما آنان را و عذاب كرد خدا آنان را كه كافر
بودند و اين كيفر كافران است
(27)
ثُمَّ يَتُوبُ اللّهُ مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَن يَشَاء وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
سپس باز مى گردد و خدا به فضل خود از پس اين جنگ بر هركه خواهد (از هوازن و ثقيف )
و خدا آمرزگار و مهربانست
(28)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء
اى آنانكه ايمان آورده ايد بى گفتگو مشركان نجس (پليد)اند پس نزديك نشوند به
مسجدالحرام بعد از اين سال (سال نهم از هجرت ) و اگر بيم داريد از درويشى بى نياز
مى كند شما را خدا از فضل خود اگر خواهد زيرا خدا دانا و درست كردار است
(29)
قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ
كارزار كنيد با آنكه ايمان نمى آورند بخدا و نه به روز واپسين و حرام نمى شمارند
آنچه را حرام كرده است خدا و فرستاده وى و نمى پذيرند دين حق را از آنانكه داده شد
بديشان كتاب تا آنگه كه بدهند جزيه را بدست خود در حاليكه ايشان خوارشدگان
باشند
(30)
وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى
و گفتند يهوديان عزير پسر خداست و گفتند ترسايان مسيح (عيسى بن مريم ) پسر
خداست آن (چه گفته شد) گفتارشانست با دهنهايشان و اينان مانند مى سازند گفتار خود را
با آنانكه كافر شدند پيش از ايشان بكشدشان خدا چگونه (از حق ) منحرف مى شوند
(31)
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَـهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
و گرفتند يهودان و ترسايان دانشمندان و عابدان خود را به معبودى بجز خدا و مسيح
پسر مريم را نيز و حال آنكه آنان ماءمور نشدند مگر آنكه بپرستند خداى يگانه را نيست
معبود (بسزائى ) جز او منزه است او از آنچه شريك مى گيرند
(32)
يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ
يهودان و ترسايان مى خواهند كه فرو نشانند نور خدا (نبوت يا قرآن ) را با دهنهاى خود
و نمى خواهد خدا مگر آنكه به پايان رساند نور خود را (به اعلاى كلمه توحيد) و اگر
چه نمى خواهند كافران (آنرا)
(33)
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
اوست آنخدائى كه فرستاد رسول خود را با هدايت و دين درست (و مطابق با فطرت ) تا
پيروز آرد آن دين را بر همه دينها (و احكام آنها را منسوخ سازد) و اگر چه كراهت دارند
مشركان
(34)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ
اى كسانيكه ايمان آورده ايد البته بسيارى از دانشمندان يهود و عابدان ترسايان مى
خورند مالهاى مردم را به ناروا (رشوه مى گيرند و احكام خدا تغيير مى دهند) و باز مى
دارند (مردم را) از راه خدا و آنانكه گنج مى نهند (و ذخيره مى كنند) زر و سيم را و مصرف
نمى كنند آن گنجها را در راه خدا پس بشارت ده ايشان را بعذابى دردناك
(35)
يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ
روزيكه افروخته مى شود آتش بر آن گنجها در ميان آتش دوزخ پس داغ كرده شود بدان
پيشانيهاى گنج نهادگان و پهلوهاشان و پشتهاشان (و بديشان گويند) اين است آنچه
ذخيره نهاده بوديد براى خود پس بچشيد كيفر آن مالها را كه همواره ذخيره مى كرديد
(36)
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ
البته شماره ماهها(ى قمرى ) نزد خدا دوازده ماه است در كتاب خدا (در كتاب تكوين ) روزى
كه آفريده است آسمانها و زمين را از آنها چهار ماه حرام است اين دينى است كه مايه
پايدارى مردم است پس ستم مكنيد در آن چهار ماه بخويشتن و كارزار كنيد با مشركان در
حاليكه متفق باشيد همانگونه كه ايشان نبرد مى كنند با شما در حاليكه متفق اند و بدانيد
كه خدا با پرهيزكاران است
(37)
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلِّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ
فقط تاءخير حرمت ماهى به ماهى ديگر افزونى در كفر است گمراه مى شوند بدان
عمل آنانكه كافر شدند حلال كننده ماه حرام را در سالى و حرامش كنند در سالى ديگر تا
مطابق سازند شماره آنچه را حرام كرد خدا پس
حلال كنند آنچه را حرام كرد خدا آراسته شد براى ايشان بدى كردارهاشان و خدا (بعنوان
مجازات ) راهنمائى نمى كند گروه كافران را
(38)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي
اى كسانيكه گرويده ايد چه شده شما را آنگه كه گفته شد بشما بيرون رويد در راه خدا
گران مى جنبيد در حاليكه مايليد بزمين آيا راضى شديد به زندگانى دنيا از
زندگانى آخرت پس نيست برخوردارى از زندگانى دنيا در
قبال آخرت مگر اندكى
(39)
إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
اگر نرويد (به جنگ تبوك ) عذاب كند شما را خدا عذابى دردناك و عوض كند شما را
بگروهى غير از شما (كه فرمان برند) و زيان نرسانيد بخدا هيچ چيزى و خدا بر همه
چيز توانا است
(40)
إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
اگر يارى نكنيد پيغمبر را حقا كه ياريش كرد خدا آنگاه كه قصد بيرون كردنش كردند
(از مكه ) آنانكه كافر شدند در حاليكه آن بزرگوار دومين دو تن بود آنگه كه هر دو در
غار (ثور) بودند چون گفت به همنشين خود اندوه مدار زيرا خدا با ماست پس فرو فرستاد
خدا آرامش خود را بر پيغمبر و نيرو داد او را به سپاهيانى كه نديديد آنان را و قرار داد
كلمه آنان را كه كافر شدند فروتر (تصميم ايشان با شكست روبرو شد) و كلمه خدا آن
برتر است و خدا غالب و درست كردار است
(41)
انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
كوچ كنيد سبكبار و گرانبار (به غزوه تبوك ) و كارزار كنيد با مالهاى خود و جانهاى خود
در راه خدا آن (جهاد) بهتر است براى شما اگر بدانيد
(42)
لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لاَّتَّبَعُوكَ وَلَـكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللّهُ
اگر بود (آنچه ايشان را بدان مى خوانى ) مالى نقد و سفرى نه طولانى البته پيروى
مى كردند ترا ليكن دور شد بر ايشان مسافتى كه پيمودن آن مشقت دارد و بزودى سوگند
ياد مى كنند بخدا اگر توانائى (آمدن ) داشتم بيرون مى آمديم با شما (از مدينه ) ايشان
هلاك مى كنند خويشتن را و خدا مى داند كه ايشان دروغگويانند
(43)
عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ
خدا ترا رحمت كند چرا اجازه دادى بديشان (در تخلف از جهاد) تا وقتيكه روشن شود براى
تو آنانكه (در اعتذار) راست گفتند و بشناسى دروغگويان را
(44)
لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ
دستور نمى خواهند از تو آنانكه ايمان آورده اند بخدا و روز باز پسين براى آنكه جهاد
كنند با مالهاى خود و جانهاى خويش و خدا داناست
بحال پرهيزكاران
(45)
إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ
فقط اجازه مى خواهد از تو (در تخلف از جهاد) آنانكه نگرويده اند بخدا و روز بازپسين
و بشك افتاده است دلهاى ايشان پس ايشان در ترديد خويش سرگردانند
(46)
وَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَـكِن كَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِينَ
و اگر منافقان مى خواستند بيرون شدن (به غزوه ) را آماده مى كردند برايش تجهيزاتى
وليكن خدا ناپسند داشت بيرون شدنشان را پس بازداشت ايشان را و گفته شد بديشان
بنشينيد با نشستگان
(47)
لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ
و اگر منافقان بيرون مى آمدند در ميان شما نمى افزودند شما را مگر تباهى و مى تاختند
در ميان شما بسخن چينى در حاليكه مى جستند فتنه (و تفرقه ) را و در ميان شما
جاسوسانند براى ايشان و خدا دانا بحال ستمكاران است
(48)
لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ
بخدا سوگند كه منافقان مى خواستند فتنه را پيش از اين (غزوه احد) و بگردانيد براى
تو كارها را تا بيامد حق (نصرت الهى ) و غالب شد كار خدا (بر كارهاى ايشان ) در
حاليكه منافقان (آنرا) كراهت داشتند
(49)
وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ
(اى پيامبر) و برخى از منافقان كسى است كه مى گويد اجازه بده به من (كه به جنگ
نيايم ) و به فتنه نينداز مرا بدانكه ايشان در فتنه افتاده اند و البته دوزخ احاطه كننده
به كافران است
(50)
إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ
اگر برسد بتو نيكوئى (ظفر و غنيمت چنانچه در بدر بود) اندوهگين كند ايشان را و اگر
برسد به تو شكستى (چنانچه در احد واقع شد) گويند حقا گرفتيم احتياط خود را پيش
از اين و برگردند در حاليكه ايشان شادمان باشند
(51)
قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
بگو هرگز نرسد به ما جز آنكه نوشته است خدا براى ما او سرپرست ما است و تنها
بر خدا بايد توكل كنند مؤ منان
(52)
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ
(اى پيامبر بمنافقانى كه منتظر شكست مؤ منان بودند) بگو انتظار نمى بريد بما مگر
يكى از دو چيز نيكو را (پيروزى يا شهادت ) و ما نيز انتظار مى كشيم درباره شما آنكه
برساند به شما خدا عذابى از جانب خود يا بدست خود ما (كه شما را بكشيم ) پس انتظار
بريد كه ما نيز با شما منتظريم
(53)
قُلْ أَنفِقُواْ طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ
بگو (بمنافقان ) انفاق كنيد چه از روى ميل چه از روى كراهت هرگز پذيرفته نخواهد شد
از شما زيرا شما هستيد گروهى بيرون رفتگان از دائره اسلام
(54)
وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلاَ يَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَى وَلاَ يُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ كَارِهُونَ
و باز نداشت ايشان را از آنكه پذيرفته شود از ايشان انفاقاتشان مگر آنكه ايشان
كافر شدند بخدا و فرستاده وى و نمى آيند به نماز جز
بحال كسالت و مصرف نمى كنند (اموالشان را) مگر در
آنحال كه ايشان كراهت دارند
(55)
فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ
پس (اى شنونده ) بشگفت نياورد ترا مالهاى منافقان و نه فرزندانشان فقط مى خواهد خدا
تا عذابشان كند بدانها در زندگانى دنيا و بيرون رود جانهاى ايشان (از بدنها بسختى
) در حاليكه ايشان كافر باشند
(56)
وَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَـكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ
و قسم مى خورند به خدا كه ايشان از شمايند (مسلمانند) و
حال آنكه نيستند ايشان از شما وليكن ايشان گروهى اند كه (از شما) مى ترسند
(57)
لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَّوَلَّوْاْ إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ
اگر بيابند پناهى يا غارهائى يا سردابهائى قطعا روى مى كنند بدانجا (از ترس
شما) در حاليكه ايشان مى شتابند
(58)
وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْاْ مِنهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ
و برخى از منافقان كسى است كه درباره (تقسيم ) صدقات بر تو عيب مى گيرند اگر
داده شوند از آن خوشنود گردند و اگر داده نشوند از آن (مطابق دلخواهشان ) آنگاه خشم
گيرند
(59)
وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوْاْ مَا آتَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ سَيُؤْتِينَا اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللّهِ رَاغِبُونَ
و اگر ايشان خرسند گردند به آنچه بديشان دهد خدا و فرستاده وى و گويند بس است
ما را خداى بزودى خواهد داد بما خدا از فضل خود و فرستاده او نيز زيرا ما تنها بخدا
اميدواريم (براى ايشان از عيب گيرى بهتر بود)
(60)
إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ
فقط صدقات براى تهدستان و درماندگان و كاركنان براى (جمع آورى ) آن و براى
آنانكه الفت پيدا كند دلهاشان (با سلام ) و براى آزاد كردن گردنها (از قيد بندگى ) و
براى پرداخت وام وامداران و در راه خدا و براى مسافران در راه مانده (اين مصرفها) واجب
شده از نزد خدا و خدا دانا و درست كردار است
(61)
وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ
و برخى از منافقان آنانند كه مى آزارند پيغمبر را و مى گويند او گوش است (هر چه مى
گويند باور مى كند) بگو او گوش نيكوئى است براى شما تصديق مى كند خدا را و نيز
تصديق مى كند (سخن ) مؤ منان را و رحمتى است براى آنانكه اظهار ايمان مى كنند از شما و
آنانكه مى آزارند فرستاده خدا را ايشان را عذابى دردناك است
(62)
يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ
منافقان قسم مى خورند بخدا براى شما(كه منافق نيستيد) تا خوشنودتان كنند و خدا و
فرستاده او سزاوارترند به آنكه خوشنودشان كنند اگر هستند مؤ منان
(63)
أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ
آيا منافقان نمى دانند كه مخالفت كند با خداى و فرستاده وى براى او آتش دوزخ است در
حاليكه هميشه در آن مى ماند آن (خلود در دوزخ ) رسوائى ) بزرگ است
(64)
يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ
بيم دارند منافقان كه (درباره ايشان ) فرود آيد بر مؤ منان ترجمه سوره اى كه
آگاهشان كند به آنچه در دلهاى منافقان است بگو استهزاء كنيد كه خدا پديد آورنده است
آنچه را كه (از آشكار شدنش ) بيم داريد
(65)
وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ
و به عزّتم سوگند اگر بپرسى از منافقان خواهند گفت فقط (براى سرگرمى ) در
سخن گفتن فرو مى رفتيم و بازى مى كرديم بگو آيا بخدا و آيه هاى وى و فرستاده او
استهزاء مى كرديد
(66)
لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ
عذر نيارد حقا كه كافر شديد بعد از (اظهار) ايمان خود اگر درگذريم از گروهى از
شما (كه از نفاق توبه كردند) شكنجه مى دهيم گروهى ديگر را بكيفر آنكه ايشان
بودند گناهكار
(67)
الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ
مردان منافق و زنان منافقه (كه جمعا 470 تن بودند) برخى از ايشان از برخى ديگرند
فرمان مى دهند به كارهاى بد (به كفر يا تكذيب پيغمبر) و باز مى دارند از نيكوئى (از
ايمان ) و فرو مى بندند دستهاى خود را (از خيرات ) فراموش كردند خدا را پس ترك كرد
خدا ايشان را براستى كه منافقان ايشان نافرمانند
(68)
وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ
وعده داده است خدا مردان منافق و زنان منافقه و ناگرويدگان را به آتش دوزخ در حاليكه
هميشه مى مانند در آن ، آتش دوزخ بس است ايشان را و لعنتشان كرده خدا و ايشان را عذابى
پاينده است
(69)
كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ
(شما) مانند آن جماعتيد كه پيش از شما بودند آنان بودند سخت تر از شما از نظر نيرو و
بيشتر از نظر اموال و اولاد آنان بهره گرفتند از نصيب خويش و شما نيز بهره مند شديد
از نصيب خود همانگونه كه برخوردار شده اند آنانكه پيش از شما بودند از نصيب خود و
در باطل فرو رفتيد همچون فرو رفتن پيشينيان آن گروه تباه گشت كردارهاى (نيك )
ايشان در دنيا و آخرت و آن گروه همان زيانكارانند
(70)
أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ
آيا نيامد بديشان خبر آنانكه پيش از ايشان بودند (يعنى ) قوم نوح و عاد و ثمود و
گروه ابراهيم و اهل مدين و آن دهكده هاى سرنگون شده آمدند بسويشان پيمبرانشان با
حجتهاى روشن و نبود (عادت ) خدا كه ستم كند بر ايشان وليكن ايشان پيوسته بخويشتن
ستم مى كردند
(71)
وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِكَ
مردان مؤ من و زنان مؤ منه برخى از ايشان دوستان برخى ديگرند فرمان مى دهند (مردم را)
به نيكوئى و باز مى دارند از بدى و به پاى مى دارند نماز را و مى پردازند زكات را
و فرمان مى برند خدا و فرستاده وى را آن گروه بزودى رحمت كنند بديشان خدا زيرا خدا
غالب و درست كردار است
(72)
وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ
وعده داده است خدا مردان مؤ من و زنان مؤ منه را به بوستانهايى كه مى رود از زير
(قصرهاى ) آن جويهاى آب در حاليكه هميشه مى مانند در آن و به مسكنهاى پاكيزه در
بهشتهاى پاينده و خشنودى از نزد خدا (از اين بوستانها) بزرگتر است اين خوشنودى آن
رستگارى بزرگ است
(73)
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ
اى پيامبر جهاد كن با كافران (بشمشير) و با منافقان (به اندرز) و سخت بگير بر
ايشان و جايگاهشان دوزخ است بد بازگشتگاهى است
(74)
يَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن
منافقان قسم مى خورند به خدا كه (طعنه زدن در دين را) نگفته اند و بخدا قسم كه گفته
اند كلمه كفر را و كافر شدند بعد از اسلامشان و اهتمام داشتند بچيزى كه بدان
نائل نشدند و ايشان (با مسلمانان ) كينه نداشتند مگر آنكه بى نيازشان كرده بود خدا و
رسولش از كرم خود پس اگر منافقان توبه كنند آن بهتر است براى ايشان و اگر (از
توبه ) روى برگردانند عذابشان كند خدا عذابى دردناك در دنيا (به بدنامى ) و در
آخرت (به آتش ) و نيست براى ايشان هيچ سرپرستى و نه ياورى
(75)
وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ
و برخى از ايشان كسى است كه پيمان بست با خدا كه اگر بدهد خدا بما از كرم خود
(مالى ) حتما صدقه مى دهيم و بيقين باشيم از جمله نيكوكاران
(76)
فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ
پس آنگه كه خدا داد بديشان از فضل خود بخل ورزيدند بدان و روى گردانيدند اعراض كنان
(77)
فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ
و آن بخل (به ارث ) گذاشت نفاقى در دلهاى ايشان تا روزى كه ببينند (جزاى )
بخل را بواسطه آن كه خلاف كردند آنچه وعده كرده بودند و بواسطه آن كه (در وعده )
دروغ مى گفتند
(78)
أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ
آيا منافقان نمى دانند كه خدا مى داند نهانشان را و راز گفتنشان را و آنكه خدا داننده
نهانهاست
(79)
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
آنانكه طعنه مى زنند داوطلبان از مؤ منان (توانگر) را در پرداخت صدقات (مستحبى ) و
نيز آنان را كه نمى يابند جز به اندازه توان خود و مسخره مى كنند ايشان را خدا
تمسخرشان (را تلافى ) مى كند و براى ايشان عذابى دردناك است
(80)
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ
اى پيامبر) چه آمرزش بخواهى براى منافقان چه آمرزش نخواهى براى ايشان اگر
آمرزش بخواهى براى ايشان هفتاد مرتبه هرگز نخواهد آمرزيد خدا ايشان را اين بواسطه
آن است كه ايشان كافر شدند بخدا و فرستاده وى و خداى راهنمائى نمى كند گروه
فاسقان را
(81)
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ وَكَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ
شاد گشتند تخلف كنندگان (از غزوه تبوك ) بنشستن در خانه هاى خود پس از رفتن
رسول خدا (بجهاد) و كراهت داشتند كه پيكار كنند با
اموال خود و جانهاى خويش در راه خداى و (بمؤ منان ) گفتند بيرون مرويد در اين گرما
(بدين غزوه ) بگو آتش دوزخ سخت تر است از نظر گرامى اگر مى فهميدند
(82)
فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً وَلْيَبْكُواْ كَثِيرًا جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ
پس بايد منافقان (در دنيا) بخندند اندكى و (فردا) بگريند فراوان مجازات كردنى است
بسزاى آنچه بدست آورده اند
(83)
فَإِن رَّجَعَكَ اللّهُ إِلَى طَآئِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُواْ مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُواْ
پس اگر برگرداند ترا خدا بسوى گروهى از منافقان (كه به جهاد نيامدند) اجازه مى
طلبند براى بيرون شدن (بغزوه ديگر) پس بگو هرگز بيرون نخواهيد آمد با من هيچگاه
و هرگز كارزار نخواهيد كرد بهمراه من با دشمنى زيرا شما خرسند شديد به نشستن (و
تخلف كردن ) نخستين بار پس بنشينيد با تخلف كنندگان (چون زنان و كودكان )
(84)
وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُواْ وَهُمْ فَاسِقُونَ
و نماز مگذار بر هيچ كس از منافقان كه بميرد هيچگاه و مايست بر سرگورش (براى دفن
) زيرا ايشان كافر شدند بخدا و فرستاده وى و مردند در حاليكه ايشان فاسق بودند
(85)
وَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ
و بشگفت نياورد ترا اموالشان و فرزندانشان فقط مى خواهد خدا كه عذابشان كند بوسيله
آنها در دنيا و بر آيد جانهاى ايشان (به حسرت تمام ) در حاليكه ايشان كافر باشند
(86)
وَإِذَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَجَاهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُوْلُواْ الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُواْ ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَاعِدِينَ
و آنگه كه ترجمه سوره اى نازل شود كه ايمان آوريد بخدا و كارزار كنيد با رسولش
(با دشمنان ) اجازه مى طلبند از تو توانگران از منافقان و گويند واگذار ما را (با خود
به معركه جنگ مبر) تا باشيم با نشستگان (در خانه ها)
(87)
رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَفْقَهُونَ
منافقان خرسند شده اند كه باشند با تخلف كنندگان (از جهاد) و مهر نهاده شده بر
دلهاى ايشان پس ايشان در نمى يابند
(88)
لَـكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
وليكن پيامبر و آنانكه ايمان آورده اند بهمراه او جهاد مى كنند با مالهاى خود و جانهاى
خويش و آنگروه تنها از آن ايشان است همه نيكوئيها و آن گروه رستگارانند و بس
(89)
أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
آماده كرده است براى ايشان بوستانهائى كه مى رود از زير (قصرهاى ) آن جويهاى آب در
حاليكه هميشه در آن مى مانند اين رستگارى بزرگ است
(90)
وَجَاء الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
و آمدند عذر خواهان از باديه نشينان تا رخصت داده شود براى ايشان و نشستند آنانكه (در
عذر خواهى ) دروغ گفتند با خدا و فرستاده وى و بزودى خواهد رسيد به آنانكه كافر
شدند از ايشان عذابى دردناك
(91)
لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاء وَلاَ عَلَى الْمَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ وَاللّهُ
و نيست بر ناتوانان (چون پيران ) و نه بر بيماران و نه بر آنانكه نمى يابند چيزى
كه هزينه (خود در سفر جهاد) كنند گناهى آنگه كه نصيحت كنند براى خدا و فرستاده او
(مردم را) نيست بر نيكوكاران (بر ناتوانان و بيماران كه ناصح اند) هيچ راه (ملامتى ) و
خدا آمرزگار و مهربانست
(92)
وَلاَ عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلاَّ يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ
و نه بر آنانكه چون آيند به سوى تو تا تو سوارشان كنى (و به معركه كارزار
ببرى ) گفتى نمى يابم مركبى كه سوار كنم شما را بر آن (از نزد تو) برگشتند در
حاليكه ديدگانشان مى ريخت از اندوه اشك بجهت آنكه نمى يافتند چيزى را كه (در آن
سفر) خرج كنند
(93)
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاء رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ
فقط راه (سرزنش ) بر آنان است كه اذن مى خواهند از تو (كه به جهاد نيايند) در حاليكه
ايشان توانگرند خوشنودند به اينكه باشند با تخلف كنندگان (از جهاد) و مهر نهاده
خدا بر دلهاى ايشان پس ايشان نمى دانند (سرانجام اين كار را)
(94)
يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُل لاَّ تَعْتَذِرُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ
بهانه مى آورند براى شما آنگه كه برگرديد (از غزوه تبوك ) بسويشان بگو عذر
مخواهيد كه هرگز تصديق نمى كنم شما را به يقين آگاه كرده است ما را خدا از خبرهاى
شما و بزودى خواهد ديد خدا عمل شما را و رسول او نيز سپس برگردانيده خواهيد شد
بسوى داناى نهان و آشكار پس خبر مى دهد شما را بكارهائى كه مى كرديد
(95)
سَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ
منافقان به زودى قسم مى خورند بخدا براى شما آنگه كه (از سفر تبوك ) برگرديد
بسويشان تا روى گردانيد از (سرزنش ) ايشان پس اعراض كنيد از ايشان زيرا ايشان
پليدند و جايگاهشان دوزخ است كيفر دادنى است بسزاى آن كارهائى كه بدست آورده اند
(96)
يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِن تَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ
قسم (دروغ ) مى خورند براى شما تا خوشنود شويد (بدين وسيله ) از ايشان پس اگر
شما خوشنود شويد از ايشان البته خدا خوشنود نمى شود از گروه فاسقان
(97)
الأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
باديه نشينان سخت ترند از نظر كفر و نفاق (از مردم شهر نشين ) و سزاوارترند به
آنانكه ندانند اندازه هاى آنچه نازل كرده خدا بر فرستاده خويش و خدا دانا و درست كردار است
(98)
وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ السَّوْءِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
و برخى از باديه نشينان كسى است كه فرا مى گيرد آنچه را (در راه خدا) خرج مى كند
غرامتى و انتظار مى برد براى شما حوادث بد روزگار را بر ايشان باد حادثه بد و خدا
شنوا و داناست
(99)
وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ
و برخى از باديه نشينان كسى است كه مى گرود بخدا و روز بازپسين و مى گيرد آنچه
را (در راه خدا) خرج مى كند وسيله تقرب بخدا و
تحصيل دعاهاى پيغمبر بدانيد كه آن صدقه ها وسيله تقرب براى ايشان است بزودى در
آورد ايشان را خدا در رحمت خويش زيرا خدا آمرزنده و مهربان است
(100)
وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ
و پيشى گيرندگان نخستين (آنانكه بر كافه مؤ منان در ايمان سبقت گرفتند) از مهاجران
و انصار و آنانكه پيروى كردند آن پيشى گيرندگان را به نيكى (با ايمان و طاعت )
خوشنود است خدا از ايشان و ايشان خوشنودند از خدا و خدا آماده كرده است براى ايشان
بوستانهائى كه مى رود از زير (قصرهاى ) آن جويهاى آب در حاليكه جاويد باشند در
آن هميشه اين رستگارى بزرگ است
(101)
وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ
و برخى از كسانى كه گرداگرد شهر شمايند
از باديه نشينان منافقانند و برخى از اهل مدينه خو گرفته اند بر نفاق (كه تو با
كمال فطانت كه دارى ) نمى دانى آنها را ما مى دانيم آنها را بزودى خدا عذاب مى كند
ايشان را دو نوبت (يكى به اسارت و ديگرى به عذاب قبر) سپس بازگردانيده خواهند
شد بعذابى بزرگ
(102)
وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
و ديگران كه (نفاق نورزيدند) اعتراف به گناهان خود كردند آميخته اند كردار شايسته
را با كردار ديگرى ناشايسته اميد است خدا ببخشايش باز گردد به ايشان زيرا خدا
آمرزگار و مهربان است
(103)
خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
(اى پيامبر) بگير از اموال ايشان صدقه (زكات ) را تا (از گناهان ) پاكشان كنى و
افزون كنى (اموال ) ايشان را بدان و دعا كن بر ايشان زيرا دعاى تو آرامش
دل است براى ايشان و خدا شنوا و داناست
(104)
أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
آيا ندانسته اند كه تنها خدا مى پذيرد بازگشت را از بندگان خويش و مى گيرد
(قبول مى كند) صدقه ها را و اينكه خدا توبه پذير و مهربانست
(105)
وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
و بگو (آنچه از كردار نيك و بد كه خواهيد) عمل كنيد كه خواهد ديد خدا كردار شما را
(همانگونه كه قبل از وجودش مى دهد) و پيغمبر او مؤ منان نيز و بزودى برگردانيده
خواهيد شد بسوى داناى نهان و آشكار و خبر مى كند شما را به آنچه مى كرديد و ديگران
(كه به تبوك نيامدند)
(106)
وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
كارشان به تاءخير افتاده و موقوف به فرمان خداست يا عذابشان مى كند (اگر توبه
نكردند) يا باز مى گردد بر ايشان (بخشايش ) و خدا دانا و درست كردار است
(107)
وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ
(و برخى ) آنانند كه ساخته اند (در برابر مسجد قبا) مسجدى به منظور زيان رساندن و
(تقويت ) كفر و تفرقه افكندن ميان مؤ منان و براى انتظار آمدن كسى كه جنگ كرده با خدا
و رسولش پيش از ساختمان اين مسجد و البته منافقان قسم مى خورند كه ما نخواستيم
(بساختن اين مسجد) جز نيكوئى را و خدا گواهى مى دهد كه ايشان دروغگويانند
(108)
لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ
(اى پيامبر) نماز نگذار در مسجدى كه منافقان تاءسيس كرده اند البته مسجديكه تاءسيس
شده بر پرهيزكارى از نخستين روز سزاوارتر است به بايستى در آن به نماز در آن
مسجد مردانى اند كه دوست دارند خود را پاك كنند و خدا دوست دارد پاكى جويندگان را
(109)
أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ
آيا آنانكه نهاده اساس كار (و دين ) خود را بر پرهيزكارى از خدا و خوشنودى او بهتر
است يا آنكه نهاده اساس كار خود را بر كرانه رودى
(سيل گير) كه در شرف سقوط است آنگاه آن كرانه با مؤ سس آن در افتد در دوزخ و خدا
راهنمائى نمى كند گروه ستمكاران را
(110)
لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
همواره ساختمان منافقان (مسجد ضرار) كه بنا كردند باعث ترديد در دلهاى ايشان است تا
آنگه كه پاره پاره گردد دلهاى ايشان و خداوند دانا و درست كردار است
(111)
إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ
البته خدا بخريد از مؤ منان جانهاى ايشان را (كه مباشر جهاد شوند) و اموالشان را
بعوض آنكه از آن ايشان باشد بهشت كارزار مى كنند در راه خدا و مى كشند و كشته مى
شوند (وعده بهشت داده ) وعده دادنى (كه بى تخلف كه وفاى به آن ) بعهده خداست و در
تورات و انجيل و قرآن و كيست وفادارتر به پيمان خود از خدا پس شادمان شويد به
معامله خود كه سوداگرى كرده ايد بدان و اين معامله آن رستگارى بزرگ است
(112)
التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
(آن مؤ منان ) بازگشت كنندگان و پرستشگران ستايش كنندگان روزه داران ركوع
كنندگان سجده كنندگان فرمايندگان به نيكوكارى و باز دارندگان از ناپسند و
نگهبانان حدود خدايند و بشارت ده گرويدگان را (به بهشت )
(113)
مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ
نسزد (و حق ندارد) پيامبر و آنانكه ايمان آورده اند كه آمرزش بخواهند براى شركت
آرندگان و اگر چه آن مشركان خويشاوند باشند از پس آنكه آشكار شد براى ايشان كه
آنان اهل دوزخند
(114)
وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ
نبود آمرزش خواستن ابراهيم براى پدرش (عمويش آزر) مگر براى عده اى كه ابراهيم آنرا
به وى داده بود پس آنگه كه آشكار شد برايش كه او دشمن خداست بيزارى جست از او
زيرا ابراهيم بس دعا كننده (و آه كشنده ) و بردبار بود
(115)
وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
و چنين چيزى نبود كه خدا گمراه كند گروهى را كه از پس آنكه هدايتشان كرده تا آنگه
كه بيان كند براى ايشان آنچه را بايد پرهيز كنند (از آن ) زيرا خدا به همه چيز داناست
(116)
إِنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ
البته خدا از آن وى است پادشاهى آسمانها و زمين زنده مى كند (مرده را) و مى ميراند (زنده
را) و نيست شما را جز خدا هيچ سرپرستى و نه مددكارى
(117)
لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ
به عزّتم سوگند كه باز گشت خدا (به بخشايش ) بر پيامبر و مهاجران و انصار
آنانكه پيروى كردند پيغمبر را در ساعت دشوارى از پس آنكه نزديك بود
ميل كند دلهاى گروهى از مؤ منان (و باز گرداند از جهاد) سپس خدا باز گشت بر ايشان
(به بخشايش ) زيرا او به ايشان با راءفت و مهربانست
(118)
وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ
و نيز (باز گشت ) بر آن سه تن كه باز مانده بودند (به جهاد نرفتند) تا آنگه كه
تنگ شد بر ايشان زمين (مدينه ) با همه فراخى آن و به تنگ آمد دلهاى ايشان (از اندوه )
و يقين دانستند كه نيست هيچ پناهى از (خشم ) خدا جز بسوى او سپس خدا (به توفيق )
بازگشت بر ايشان تا ايشان توبه كنند زيرا خدا پس توبه پذير و مهربان است
(119)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ
اى كسانى كه ايمان آورده ايد پرهيز كنيد از (نافرمانى ) خدا و باشيد از راستگويان
(120)
مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ
حق ندارند مردم مدينه و آنانكه گرداگرد ايشانند از باديه نشينان كه تخلف كنند از (از
ملازمت حكم ) فرستاده خدا و نيز (حق ندارند) كه اعراض كنند به واسطه (مراعات )
جانهاى خود از (حفظ) جان پيغمبر اين پيروى بواسطه آن است كه نمى رسد بديشان
تشنگى و نه رنجى و نه گرسنگى در راه (تقويت دين ) خدا (چون با پيغمبر باشند) و
قدم نمى نهند در جائى كه به خشم آورد كافران را و نمى يابند از دشمنان آزارى مگر
آنكه نوشته شود براى ايشان بواسطه آن رنجها كردارى شايسته زيرا خدا تباه نمى
كند پاداش نيكوكاران را
(121)
وَلاَ يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
(و مجاهدان ) خرج نمى كنند هيچ مالى اندك و كلان را و نمى پيمايند (در رفتن بجهاد) هيچ
راهى را مگر آن كه نوشته شود براى ايشان (در نامه اعمالشان ) تا پاداش دهد بديشان
خداى بهتر از آنچه مجاهدان انجام مى دادند
(122)
وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ
و حق ندارند مؤ منان (بجهاد) بروند همگى پس چرا نروند از هر گروهى از مؤ منان (بسوى
پيغمبر) پاره اى تا طلب دانشى كنند در دين و تا بيم دهند گروه خود را آنگه كه بر مى
گردند بسوى ايشان تا آنكه بيم يافتگان (از گناهان ) پرهيز كنند
(123)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ
اى كسانى كه ايمان آورده ايد كارزار كنيد با آنانكه نزديك شمايند از كافران و بايد
كافران بيابند در شما (نسبت بخود) درشتى را و بدانيد كه خدا همراه پرهيزكاران است
|